خبرها حاکی از صدور و ابلاغ حکم دادگاه پرونده قتل امیرمحمد خالقی است.
«محله کوی دانشگاه با احداث بزرگراه تکه پاره شد و این فضاهای جزیرهای بهدلیل همین اقدام شکل گرفته است. یا باید به بافت شهری متصل شوند یا فکری برایشان کرد. چرا باید تسلیم بزرگراه و خودرو شویم؟ چیزهای عادی و ساده برای زندگی شهری از ما دریغ شده است.»
«در تحقیقات اولیه مشخص شد که متهمان با انگیزه سرقت مرتکب قتل شدهاند و پنج نفر در این ماجرا مرتبط بودند که متهم اصلی که اقدام به قتل و سرقت کرده بود با هویت احمد و راکب موتورسیکلت با هویت امیر است.بیش از ۱۰ تیم عملیاتی به دستور فرمانده کل فراجا تشکیل دادیم و وقتی دستورات قضایی اخذ شد، اقدامات کامل و جامعی برای بهدست آوردن تصاویر متهمان، مشخصات و تمامی موارد و مدارکی که کمک به کشف جرم میکرد، آغاز شد.»
توضیحات فرمانده انتظامی تهران و سرپرست دادسرای جنایی تهران در بازسازی صحنه قتل دانشجوی دانشگاه تهران و آخرین وضعیت پرونده را در این ویدیو خواهید دید.
«از زمان وقوع حادثه تلاشهای رسانهای برای اطلاعرسانی درباره حادثه به جریان افتاد، اما در بزنگاه ماجرا که عاملان حادثه بازداشت شدند فقط به خبرنگار پلیس و رسانه ملی در پلیس آگاهی و خبرنگار میزان در دادسرای امور جنایی اجازه حضور داده شد و بخشی از اعترافهای دو متهم را منتشر شد، اما روشن است موضوعهای مطرح شده، همه روایت مجرمان از چرایی حادثهای که رقم زدهاند، نیست.»
وزیر علوم اعلام کرد
«بر اساس اطلاعات دریافتی، حدود پنج هزار دوربین نظارتی بهزودی در نقاط حساس نصب خواهد شد. علاوه بر این، صندوق رفاه دانشجویان برنامهای برای بیمه کردن لپتاپ و تلفن همراه دانشجویان در دست اجرا دارد تا در صورت بروز هرگونه حادثه، خسارات مالی وارده جبران شود. بهمنظور افزایش امنیت، گشتهای پلیس در نقاط مشخصی از دانشگاهها و خوابگاههای دانشجویی مستقر خواهند شد، که البته در دو سه روز اخیر نیز شاهد افزایش محسوس گشتهای انتظامی بودهایم.»
مراسم یادبود زنده یاد امیرمحمد خالقی دانشجوی دانشگاه تهران که چندی پیش در نزدیکی خوابگاه دانشگاه به قتل رسید با حضور حسین سیمایی صراف وزیر علوم و مصطفی رستمی رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها در مسجد دانشگاه تهران برگزار شد.
«عذرخواهی وزیر علوم و استعفای مدیر خوابگاهها پاسخ به مطالبات مردمی بود؛ هر چند شاید فی نفسه تقصیری وجود نداشته باشد.»
اخیراً سرپرست جدید اداره کل امور خوابگاههای دانشگاه تهران خبر از نصب دوربینهای مداربستهای داده که در جلسه صبح شنبه هیئترئیسه دانشگاه تهران مصوب شده بود. اگر در حل چالشهای مربوط به عوامل بیرونی مثل استقرار کیوسک یا تامین روشنایی، دانشگاه را از کمکاری تبرئه کرد در ماجرای دوربینها این اتفاق شدنی نیست و به نظر میرسد مدیران امروز و دیروز مهمترین مجموعه دانشگاهی کشور باید نسبت به علت عدم نصب بهموقع آن پاسخگو باشند.
یک طرف خود را به ناحق و غلط محق میداند که اموال دیگران را بگیرد و اگر در برابر او مقاومت کنید، چاقو به قلبت فرو کند. دیگری تلاش میکند جلوی دزدیده شدن لپتاپش را بگیرد چون معلوم نیست دوباره بتواند چیزی را که از دست داده و شاید به سختی تهیه کرده را دوباره خریداری کند. اگر مجموع این وقایع و شرایط کشور را در تصویری بزرگتر ببینیم، قصه بسیار فراتر از کوی دانشگاه است.
«بررسیهای شبانه روزی و میدانی ما نشان میدهد که این حادثه ناشی از یک سرقت بوده و هیچ انگیزه دیگری در کار نبوده است؛ ما در اطراف خوابگاهها حضور داشتیم و از این به بعد اقدامات امنیتی در دانشگاه تهران و خوابگاههای اطراف آن افزایش خواهد یافت و با توجه به ایستگاههایی که وزارت علوم تعبیه کرده حضورمان گستردهتر و ملموستر خواهد بود و امیدواریم با همکاری مسئولان دانشگاه و خوابگاهها نسبت به افزایش امنیت محدوده اقدام کنیم.»
«ممکن است در ناحیه دیگری از دانشگاه تهران کانکس نیروی انتظامی مستقر بوده باشد که دانشگاه خواستار برداشته شدن آن بوده؛ اما در محوطه و اطراف کوی دانشگاه هیچ کیوسکی از سوی نیروی انتظامی وجود نداشت که ما درخواست حذف آن را داده باشیم. محیط کوی دانشگاه تهران از نظر عدم امنیت تبدیل به محیط خاصی شده است که متاسفانه شرایط تلخ اخیر را به وجود آورد، بهطوری که ما یک دانشجوی با استعداد خود را در حادثهای غمانگیز از دست دادیم.»
سحر دولتشاهی برای درگذشت امیرمحمد خالقی دانشجوی نخبه دانشگاه تهران یک استوری منتشر کرد.
دانشجویان دختر تنها از ورودی اصلی یعنی همان کارگر شمالی خود را به خوابگاههای مجتمع فاطمیه و چمران میرسانند و از همان در هم خارج میشوند. بیش از ۲هزار و ۵۰۰دانشجو در خوابگاههای دانشگاه تهران حاضر هستند.
«حتماً باید خونی ریخته شود و جانی بیجان شود و مرگ دلخراشی اتفاق بیفتد تا به فکر اصلاح و نجات برآییم؟ ظاهراً در این کوچه و حوالی چندین و چند بار کیف قاپی و سرقت و حمله اتفاق افتاده، اما توجهی نشد و اقدامی صورت نگرفت و حال گویا بلافاصله همه دست به کار شدهاند و به سرعت قرار شده اوضاع را روبراه کنند! کاری را که حال صورت دادهاید چرا با وجود این همه هشدار زودتر نکردهاید؟ حتماً باید جوان رعنایی در خون خود میغلطید تا تکانی بخورید؟»
مرکز اطلاعرسانی فراجا اعلام کرد: اخبار و شایعات در خصوص دستگیریِ قطعیِ قاتلان امیر محمد خالقی دانشجوی دانشگاه تهران تا این لحظه بیاساس و صرفاً گمانهزنیهایِ رسانهای است.
«تاریکی معابر شهری همواره مورد نقد بودهاست، از جمله اینکه همواره تأکید میشود جرائم و سوانح رانندگی در این وضعیت شدت پیدا میکند. بدیهی است اگر جای این دانشجو، فرد رهگذر دیگری هدف چنین خشونتی قرار میگرفت، دامنه واکنشها به آن شدت نمیگرفت، با این حال ساختار قانونی باید در نظر داشتهباشد بخش مهمی از واکنشهای صورت گرفته، آتش زیر خاکستری است که در بیتوجهی به مطالبات اجتماعی رقم میخورد و دامنه آن میتواند به تحمیل کردن هزینههای کلان به کشور منجر شود.»
برخی شواهد - از جمله آنچه وزیر علوم به آن اشاره کرد - حکایت از آن داشت که برخی در داخل، همراستا با جریانهای ضدملی در خارج، بیمیل نبودند که اضطراب و التهاب دانشجویان بهخاطر قتل همکلاسیشان، اتفاقاً به خیابانهای اطراف دانشگاه سرایت کند، اما سرایت نکرد و این سرایت نکردن، نه اتفاقی خودبهخودی و بدون علت، بلکه ناشی از دو چیز بوده است؛ ورود همهجانبه و در سطوح عالی مسئولان ملی به این پرونده جنایی و دیگری، عملکرد مبتنی بر منابع ملی و اقتضای نیازهای واقعی دانشجویان از سوی رسانهها.
پس از انتشار این اخبار، دانشجویان که بارها از مقامات دانشگاه خواستار ارتقای سطح امنیتی این منطقه شده بودند، به دلیل عدم توجه به مطالباتشان اعتراضاتی را آغاز کردند. مانند بسیاری از نمونههای قبلی، آرامآرام جو کوی دانشگاه تهران «امنیتی» شد و حضور برخی افراد لباس شخصی باعث افزایش اعتراضات دانشجویان شد. این روند ادامه داشت تا اینکه جمعه شب و نخستین ساعت بامداد شنبه، گزارشهایی از وقوع درگیری میان دانشجویان معترض با حراست و برخی لباس شخصیها در رسانهها بازتاب پیدا کرد. با وسیعتر شدن ابعاد موضوع رییسجمهور از وزیر علوم خواست ضمن بررسی موضوع، گزارشی را از دلایل بروز این حادثه و مقصران احتمالی تهیه کند.
آسیبشناسی از قتل دانشجوی دانشگاه تهران؛
انسان امروز در ذهنیت حسی و مادی بهسر میبرد، یعنی پول و مادیات از اهمیت زیادی برخوردار است. در چنین دنیایی، مادیگرایی و مصلحتگرایی و فایدهطلبی اهمیت پیدا میکند، در نتیجه انسان باید کسب درآمد کند و وقتی موفق نمیشود، در نتیجه دزدی، رشوهگیری در جامعه افزایش پیدا میکند. بنابراین، بهدنبال کسب درآمد، برای رسیدن به آن، به هر کاری دست میزنند. چون ناامیدی در جامعه مستولی شده، افراد صبرشان لبریز شده است.