محمد هاشمی رفسنجانی در گفتوگو با فرارو تحلیل کرد:
معتقدم آقای پزشکیان در کنار احترامی که به وفاق و همراهی با گروههای فکری مختلف میگذارند، بهتر است کمی هم به تغییر راهبرد خود فکر کنند. متأسفانه به هر دلیلی، گروهی در کشور اقداماتی را از ابتدای ریاست جمهوری آقای پزشکیان رقم زدند که انسجام کشور را به مخاطره انداختهاند. آقای پزشکیان باز هم اعلام کرده که همان راه را ادامه خواهد داد؛ اما این که در سال ۱۴۰۴ تا چه حد همراهی جلب خواهد کرد جای سوال و ابهام دارد.
عصبانیت روزنامه اصلاحطلب:
«اگر وفاق زبان میداشت، نخستین معترض میبود نسبت به حفظ "پرستیژ معنایی" خودش. حتماً میگفت لااقل شأن معنایی مرا رعایت میکردید. جالب اما این است که "نشستگان بر سر سفره وفاق " - البته اگر متأسفانه سفره بپنداریم ـ بیشترین لطمه را به این مفهوم و کارکرد آن زدند تا بار دیگر ثابت شود بدیهیات یک امر ملی نزد برخیها هیچ ارزش ملی ندارد. چه اگر میداشت بیپروا هر آنچه بوی وحدت ملی، ایران و خاک را میداد و نیز میدهد، به دیوار نمیکوفتند؛ این را هم بسپاریم به همان معلم؛ زمان را عرض میکنم.»
وزیر امور خارجه با توجه به وقایع اخیر در خاورمیانه بر ضرورت وفاق و همدلی عمیق میان کشورهای اسلامی در این برهه زمانی خطیر تأکید کرد.
مشاور رئیسجمهور با اشاره به تجمع چند روز گذشته عدهای خاص در مقابل مجلس شورای اسلامی و انتقادات مطرح شده در این زمینه، گفت: اینکه ما بخواهیم تقسیمبندی کنیم و یک عده به صورت غیرقانونی صدای خود را مطرح کنند و صدای دیگران شنیده نشود، تناقضی آشکار است. ما باید همه صداها را بشنویم و به آنها احترام بگذاریم.
احمد میدری وزیر کار گفت: دولت وفاق اساسا گرایش وفاق ملی دارد و هنوز در هیات مدیرههای صندوقها و شرکتها گرایشهای متفاوت با دولت دارند و از دوره قبل هستند. تغییر در مدیران شرکتها را خیلی آرام انجام دادیم و از ما هم گلایه کردند که این تغییرات چرا آرام است؛ البته دلیلش این است که دنبال خروج از بنگاهداری هستیم.
فعال سیاسی اصلاحطلب با بیان اینکه «آب مجلس و دولت به یک جوی نمیرود»، گفت: «سیاست وفاق به این معنا که دولت و مجلس روی یکسری سیاستهای مشخص با هم به توافق برسند، جواب نداده و فکر هم نمیکنم که جواب بدهد. شکاف آنقدر زیاد است که قابل پل زدن نیست.»
برکناری وزیر اقتصاد و کنارهگیری معاون راهبردی رئیسجمهور بهانه خوبی بود برای آنها که مترصد چنین فرصتی بودند تا ایده وفاق مسعود پزشکیان را در همین ابتدای راه، سقطشده بخوانند، اما یک فعال سیاسی اصلاحطلب با خط بطلان کشیدن به این تفکرات، معتقد است «نمیشود گفت با این حوادث باید حلوای وفاق را خورد! بلکه باید جدیتر این ایده را دنبال کرد.»
اطلاعات مطرح کرد؛
«تقابل و تضاد دهههاست که مانع وحدت رویه و همکاری بر اساس منافع ملی شده است. باید در یک نقطه، این رفتارهای نامتوازن مهار و تمرکز دولتها بر حل مشکلات اساسی معطوف شود. فقر فکری و تنگنظری فرقهای، سوءاستفاده از شرایط تحریم و تورم و دسترسی به ارز بیحساب و نوش جان کردن چای دبش برای نصیحت به مردم است که صبور و قانع بمانند. متأسفانه این نوع سیاستگری و تفکر معیوب، طرفدارانی دارد که به هر قیمتی مانع موفقیت دولت میشوند.»
«آقای پزشکیان مردم میدانند که اختیارات شما محدود است، اما متناسب با همین اختیارات محدود راهحلهای برونرفت از برخی از مشکلات را به اطلاع مردم برسانید. مردم را محرم بدانید و انتظارات خود را از مردم با آنها در میان بگذارید.»
حمیدرضا ترقی در پاسخ به سوالی درمورد استعفای ظریف گفت: من فکر میکنم که دولت باید به مسائل مهمتری از جامعه بپردازد. یعنی پرداختن به این طور چیزها و اولویت دادن به حل مشکل یک نفر در دولت، اولویت مردم نیست. الآن داد مردم از گرانی، نرخ ارز و این وضعیت اقتصادی بلند است؛ دولت باید به اینها توجه کند.
هاشمیطبا:
هاشمی طبا با بیان اینکه البته وفاق با بخش میانه جریان اصولگرا از جمله تیم قالیباف ممکن است، گفت: به نظرم هم پزشکیان و هم قالیباف تمایل به وفاق و همراهی با یکدیگر دارند، اما نمیدانند که دقیقا چه کارهایی را باید انجام دهند و سر چه چیزی باید توافق کنند. دولت و اصولگرایان معتدل باید راهکارهای حل مشکلات را لیست کنند، بعد به توافقی برسند که کدام راهکارها مناسب است، وگرنه مصافحه و معانقه و عکس انداختن که وفاق نیست.
سعید شریعتی، فعال سیاسی اصلاح طلب؛
شریعتی گفت: تریبونداران جریان تندروی مخالف پزشکیان و حامیان جلیلی در مجلس، بعد از استعفای ظریف و استیضاح همتی، دنبال استعفای آقای عارف و معاونین دیگر رفتند. اخیراً هم نامه نوشتند تا قانون حجاب و عفاف را ابلاغ کنند. این رفتار نشان میدهد که مسیر پیش روی تندروها مرز ندارد و همینطور پیش میروند. / برای وفاق در سطح کارگزاران حکومت، آقای پزشکیان باید جلوی این قانون ایستادگی میکرد. آن قانون حاکمیت یک مجموعهی امنیتی بر مدیریت کشور است. این قانون امنیتیها را حاکم بر ادارهی دولت کرده است.
«مسئله استیضاح وزیر اقتصاد سیاسی است و نه اجرایی و حقوقی. پس این اقدامی ضد وفاق و ضد مبنای شکلگیری این انتخابات و آمدن پزشکیان بوده است. اگر پزشکیان میتواند ماجرا را به ۱۶ تیر برگرداند، قطعاً وفاق پیروز خواهد شد، و الّا باید نعش وفاق را برای تدفین بدرقه کرد.»
نورانی نژاد، فعال سیاسی اصلاح طلب:
نورانی نژاد دربارهی لزوم نگاه واقع بینانه دولت به جامعه و جامعه به دولت گفت: جایی برای تندی به دولت نیست. اگرچه میتوان به دولت پیشنهاد کرد که سیاست را واقع بینانه ببیند و ارتباطاش را با بدنهی حامی تغییر تقویت کند. بخشی از این بدنهی حامی تغییر، شامل کسانیکه رأی نمیدهند هم میشود. چون آنها هم حامی تغییرند ولی تصور کردهاند که تغییر از درون دولت ممکن نیست. ولی اگر این هدف محقق شود، بسیاری از آنها استقبال میکنند.
«درحالیکه در زمان انتخابات تصور میشد پذیرش مسعود پزشکیان به مفهوم روزنهای برای تغییر است، اکنون دیگر مشخص شده است که وی بیشتر عاملی بوده تا مشارکت قدری بهبود یابد و فاصله بین ملت و دولت به حداقل شکل ممکن نمایانده شود. نیاز به نظرسنجی نیست که اگر امروز انتخابات برگزار شود، با مشارکتی بسیار پایینتر، رقیب برنده خواهد بود. حال باید دید آقای رئیسجمهور چه راهحلی برای مشکلات دارند؟ آیا مردم به این پزشکیان رای دادند؟ پزشکیان دیروز و متعهد به عهد خود کجاست؟»
در گفتوگو با دو نماینده و دو فعال سیاسی بررسی شد؛
به نظر میرسد اگرچه استیضاح وزیر اقتصاد و استعفای معاون راهبردی کابینه چهاردهم پایان وفاق ملی نیست، اما میتواند آغازی برای پایان آن باشد. به اعتقاد یک فعال سیاسی ««آنچه به نام وفاق مطرح شده ،یک شعار کلی است و فقط شخص پزشکیان تلاش کرده روی آن مانور دهد، اما تیم حامیان ایشان نیامدند حدود آن را مشخص کنند و به لحاظ نظری تبیین کنند.»
«از روز یکشنبه که آقای همتی استیضاح شده است، برخی از طرفداران سنتی رئیسجمهور محترم، پایان وفاق را اعلام کردهاند. بهانه چیست؟ چرا یکی به رأی نمایندهها استیضاح و دیگری به حکم قانون ناگزیر از استعفا شده است؟ سخن خیرخواهانه با آقای رئیسجمهور این است که همین خط صادقانهای را که پیش گرفتهاید، ادامه دهید و از زیادهخواهی بدخواهان تأثیر نگیرید.»
تقی آزاد ارمکی در برنامه کامنت فرارو تحلیل کرد
تقی آزاد ارمکی، جامعه شناس گفت: «چرا مردم دادشان از تعطیلیهای مکرر مدارس در نمیآید؟ این نشان میدهد آموزش و پرورش، ان اهمیتی که در طراحی کلی آن وجود داشته را ندارد. درواقع اینطور نیست که دانش آموز بخشی از اخلاق، فرهنگ پذیری و آموزش و تربیت را در خانه و بخشی را در مدرسه میآموخته است. چون مدرسه این تکلیف را انجام نداده، حالا هم خانواده نمیگوید چه شد (چرا مدرسه تعطیل شد). این نشان میدهد از قبل تعطیلات فعلی و حتی قبل از کرونا خانوادهها این وظیفه را انجام میدادهاند. خانوادهها بالاجبار در این تصمیم قرار گرفتهاند که همه چیز به عهده خودشان باشد. از انتخاب مدریه و رفت و آمد دانش اموز تا انجام تکالیف بر عهده خانواده است. برخی، حتی تکالیف بچهها را هم خودشان مینویسند. برخی که باهوشتر هستند معلم خصوصی میگیرند؛ بنابراین تنها فشار تعطیلات مدارس بر دوش مادران شاغل و امثالهم است؛ بنابراین اتفاق عجیبی رخ نداده است.»
فیاض زاهد نوشت: یک بخش دیگری از وفاق نیروی ۵۰ درصدی اجتماعی است که در این وفاق شرکت نکرد که نتیجه انتخابات گواه آن است.
«در سطح نظریه حقوقی وفاق ، باید به سه پرسش بنیادین پاسخ داده شود؛ وفاق با چه کسانی؟ وفاق در چه موضوعاتی؟ وفاق تا چه سطحی؟ و در هر لایحه، تصویبنامه، آییننامه و ابلاغیه، عزل و نصب، خواه اجتماعی باشد و فرهنگی یا سیاسی، مفهوم وفاق جریان داده شده و از آن تبعیت شود.»