رسیدگی به این پرونده از آبان سال ۹۸ با گزارش مرگ مشکوک جوان ۲۵ سالهای به نام بابک در کرج آغاز شد. در ادامه مأموران به محل حادثه رفتند و در بررسیهای اولیه مشخص شد که بابک هنگام انتقال به کمپ ترک اعتیاد از سوی دو نفر مورد ضرب و شتم قرار گرفته و بر اثر شدت جراحات وارده فوت کرده است.
جانشین انتظامی استان همدان گفت: ساعت ۱۱ صبح دوشنبه در بازار مظفریه شهر همدان همصنفهای یک طلافروش در تماس با مرکز فوریتهای پلیسی از مشاهده جسد وی داخل مغازه خبر دادند.
ساعت ۱۱ صبح ۳۰ شهریور، مرد ضایعات جمع کنی، وقتی به سراغ یک گونی که در کنار سطل زباله افتاده بود رفت، با جسد مردی داخل آن مواجه شد. کشف جسد از سوی مأموران کلانتری به بازپرس محمد جواد شفیعی و تیم جنایی اعلام شد و دقایقی بعد تیم جنایی راهی خیابان زمزم تهران شدند. آنها داخل گونی با جسد مرد جوان در حالی مواجه شدند که داخل چندین کیسه نایلونی پیچیده شده و بعد از آن داخل گونی قرار داده شده بود.
قاتل وقتی تحت بازجویی قرار گرفت و خود را در پایان راه دید، به ناچار لب به اعتراف گشود و گفت: «پس از قتل از شهرستان به تهران گریختم و زندگی مخفیانهای را در پیش گرفتم. پس از چند سال وقتی آبها از آسیاب افتاد، با خودم گفتم دیگر کسی مرا شناسایی نمیکند. ازدواج کردم و صاحب فرزند شدم. اما بار کج هیچ وقت به منزل نمیرسد و درنهایت به دام قانون افتادم.
متهم گفت: برادرم برای اجاره هیلتی به فروشگاه رفته بود که فروشنده و شاگردش او را کتک زده بودند به همین دلیل هم من و دیگر بستگان مان به آن فروشگاه رفتیم که ابتدا «مهرداد» (مالک فروشگاه) بیرون آمد و با میله فلزی به سرم زد به طوری که دیگر چیزی نفهمیدم، ولی در این میان مشاجره با شاگرد مغازه بالا گرفته بود و من او را با ضربه کارد از پشت سر زدم که تیغه آن به نزدیکی گردن او فرود آمد و نقش بر زمین شد.
جمعه سیزدهم آبان ماه جاری، ماموران کلانتری ۱۵۲ خانیآباد در تماس تلفنی کشف جسد دختر ۵ سالهای را در پارک ولایت به محمدتقی شعبانی؛ بازپرس ویژه قتل شعبه دهم دادسرای امور جنایی گزارش کردند.
خبر کشف جسد مرد ناشناس ساعت یک بامداد ۲۲ مهرماه به پلیس اعلام شد و وقتی ماموران به محل حادثه رفتند، متوجه شدند مقتول یک کارتنخواب حدودا ۴۰ ساله است که سه نفر از اراذل و اوباش با انگیزهای نامعلوم او را کتک زده، با چاقو کشته و فرار کردهاند.
رییس پلیس آگاهی البرز اعلام کرد: شب گذشته ۲ دوست در منطقه کمالشهر کرج با هم درگیر شدند و یکی از آنها به وسیله داس کشاورزی به دوستش حمله ور و با چند ضربه وی را مجروح کرد.
این پسر جوان که دانشجوی دکترای دانشگاه شریف بود از خرداد سال ۹۹ به اتهام قتل دوستش بازداشت شد. در ادامه مشخص شد مقتول به نام پرهام نیز از نخبههای دانشگاهی و دارنده مدال المپیاد شیمی در دوره دبیرستان و بورسیه یکی از دانشگاههای امریکا بوده است.
در تحقیقات معلوم شد در ابتدا برادر کوچکتر وارد مغازه لباسفروشی مقتول شده و بر سر خرید لباس با او درگیر شده و پس از دقایقی برادر بزرگتر برای حمایت از او به محل درگیری آمده و حادثه رخ داده است.
فرمانده نیروی انتظامی شهرستان کمیجان گفت: در تحقیقات به عمل آمده مشخص شد درگیری بین پدر و پسر به علت اعتیاد اتفاق افتاده که طی آن بر اثر اصابت یک شی فلزی، پسر ۳۰ ساله جان خود را از دست داده است.
متهم گفت: با سرعت زیادی ویراژ میدادم، دیگر متوجه نشدم چند کیلومتر در مسیر جاده قدیم نیشابور پیش رفته بودم که ناگهان موتورسیکلت پرواز کرد و من هم دیگر چیزی نفهمیدم، زمانی که چشمانم را گشودم روی تخت بیمارستان بودم و از زبان یکی از ماموران انتظامی شنیدم که «م» در صحنه حادثه جان باخته است و کارشناس پلیس راه صحنه تصادف را مشکوک میداند.
معتاد سابقه دار درباره چگونگی قتل جوان ۳۳ ساله گفت: من یک دستگاه موتورسیکلت را به صورت امانت در اختیار یکی از دوستانم به نام وحید گذاشتم، اما آن جوان (مقتول) موتورسیکلت را از دوستم زورگیری کرده بود! هنگامی که من این ماجرا را شنیدم خیلی عصبانی شدم.
متهم عنوان کرد: من قصدم کشتن مادربزرگم نبود و فقط بهدنبال طلاهایش بودم. من روز قبل از ماجرا مشروب و قرصهای آرامبخش خورده بودم و حال مساعدی نداشتم. آن روز من با همراهی دوستم به خانه مادربزرگم رفتیم و اگر هم قتلی صورت گرفته من تنها نبودم. با این حال پشیمانم و از اولیای دم میخواهم من را ببخشند.
ماموران وارد آشپزخانه شدند و ناگهان چسبی که روی در یخچال زده شده بود؛ نظر یکی از ماموران را جلب کرد و اقدام به باز کردن در یخچال کردند که جسم پتوپیچ شدهای را مشاهده کردند. سر پتو را کشیدند و جسد بی جان دختربچه معصوم به نام باران از داخل یخچال روی زمین غلتید.
رسیدگی به این پرونده از اواخر اسفند سال ۱۳۹۰ با گزارش قتل مرد میانسالی که رئیس اتحادیه تجار ایرانی گرجستان بود، آغاز شد. پلیس پس از بررسی اولیه پی برد که مقتول مرد ۵۵ سالهای به نام وحید است و توسط یک جوان ایرانی به نام شهرام با ضربات متعدد جسم برنده به قتل رسیده و متهم پس از جنایت از دفتر کار او سرقت هم کرده است.
متهم که مردی جوان است به زنی قرصهای دستساز لاغری داده که در آزمایشات پزشکی قانونی مشخص شده حاوی مواد روانگردان بوده است. شوهر متوفی با شکایت از مرد عطار خواستار مجازات او شده است.
این جنایت هولناک چهاردهم آذر سال ۹۹ هنگامی رخ داد که دو برادر به نامهای «محمد- ن» و «حیدر- ن» با جوان دیگری به نام «علی- ف» درگیر شدند. در این درگیری که پس از یک مشاجره لفظی آغاز شده بود، «علی – ف» به شدت مجروح شد و به بیمارستان انتقال یافت.
ماموران پلیس به تحقیق از شاهدان ماجرا پرداختند. یکی از آنها به پلیس گفت: «ما در سفرهخانه نشسته بودیم که ناگهان دو مرد که یکی از آنها میانسال و دیگری جوان بود، به سفرهخانه آمدند و با صاحب آنجا درگیر شدند. مرتب فحاشی میکردند. درگیری بالا گرفت. ولی این درگیری خیلی زود تمام شد. آنها رفتند. اما باز هم چند دقیقه بعد دوباره برگشتند. این بار قمه داشتند. خیلی وحشتناک بود. همه ترسیده بودیم. آنها فریاد میزدند و درنهایت با ضربات قمه، صاحب سفرهخانه، پسرش و یکی از دوستانشان را زخمی کردند و متواری شدند.»
پدر کودک در اقرار به ضربوجرح منجر به قتل گفت: چند بار به فرزندم هشدار داده بودم که در خانه دستشویی نکند، اما باز هم او بیاعتنا بود برای همین او را تنبیه کردم. البته چند روز قبل هم با اسکوتر زمین خورد و دسته آن به شکمش ضربه زده بود. آثار سوختگی هم به علت این است که قاشق داغ روی دستش گذاشتم.