عباس عبدی مطرح کرد
مگر نه اینکه مردم خوزستان ۱۸ نماینده در مجلس دارند، و صدها نماینده در شورای شهر و چند نماینده در مجلس خبرگان. پس چرا این نمایندگان که باید صدای قانونی این مردم باشند و مطالبات آنان را به صورت مدنی و قانونی پیگیری کنند تا کارد مشکلات به استخوان مردم نرسد در این ماجرای اخیر حضوری ندارند؟
خوزستان را باید از ذیل فصل هفت! (امنیتی دیدن اوضاع) خارج کرد. شاید این کار در کوتاهمدت عملی نباشد، ولی میتوان در این مسیر حرکت کرد. نکته مهم این است که ظاهرا سیاستهای جاری در خوزستان حتی از مرکز نیز به صورت دقیق کنترل و هدایت نمیشود، بلکه جریان امور به عهده نیروهای رقیب و غیر همسو در منطقه افتاده است.
عباس عبدی نوشت: به نظر میرسد که علت بروز شکاف میان نگاه مردم و مسوولان، پیروی آنان از دو رویکرد متفاوت جزیینگری و کلینگری نسبت به امور است که نزد هر کدام وجود دارد. مسوولان در بسیاری از موارد جزییات را میبینند. آن هم جزییاتی که مطلوب آنان است. گزارشهای اداری زیردستان، سراسر آکنده از این جزییات جذاب است.
تجربه تاریخی نشان داده است که چه بسا همین حکومت ها هستند که به بزرگترین ضایعکنندگان حقوق مردم تبدیل شدهاند. تدبیری که در دنیای جدید برای این مساله اندیشیده شده و تا حدود زیادی موثر بوده، عبارت است از محدود کردن یا مشروط کردن حاکمان به اجرای قوانین از پیش تعیینشده که اصطلاحا حکومت های مبتنی بر قانون اساسی یا مشروطه نامیده میشوند.
روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: اشکال در سیاستها و در مدیریتهاست. چرا به جای نقد این سیاستها و رفع ناکارآمدیها، به توجیه پناه آوردهاید؟ چه کسی از شما میپذیرد بعد از ۴۲ سال در اختیار داشتن قدرت، به توجیهاتی از قبیل آنچه در برابر دوربینها و از شبکههای تلویزیونی آنهم با توسل غیرمنطقی به وضعیت صدر اسلام گفتهاید روی بیاورید؟ آیا بهتر نیست ناکارآمدی افراد را بپذیرید و گناه آنان را به گردن اسلام و پیشوایان دینی نیندازید؟
مسعود نیلی اقتصاددان و مدرس دانشگاه
امروز در سطح جهان، واکسن کرونا، یک دغدغه قطعی به مقیاس یکیک مردم کره زمین است؛ بنابراین بهنظر میرسد ظرف یکسال آینده، چگونگی تامین و تزریق واکسن درکشورهای مختلف جهان، به آزمون مهمی برای ارزیابی کیفیت حکمرانی آنها بدل خواهد شد.
یادداشتی از عباس عبدی
تحریمها علیه ایران توانست آثار ویرانگر سیاستهای نابخردانه و عوامگرایانه قبلی را نشان دهد و این مهمترین دستاورد این تحریمها بود. ولی آیا از این تجربه درس گرفته خواهد شد؟ متاسفانه پاسخ منفی است، چون اگر درس گرفته بودیم، آزادسازی ظرفیتهای انسانی و مالی کشور را به عنوان یک سیاست ضروری در دستور کار قرار میدادیم، درحالی که برای مقابله با تحریمها، در مسیر معکوس حرکت میشود.
مضامین مشخصی در تمام آثار ماکیاولی حضور دارد، از جمله مواردی که در بالا به آنها اشاره نشد: سرزنش طبیعت انسان؛ نیاز به دانستن اینکه چگونه «خوب نباشیم»؛ نگاه ابزاری به دین؛ سادهلوحی و درعینحال حس مشترک تودهها؛ تغییرپذیری بخت؛ ارزیابی مثبت از نزاع طبقاتی؛ ضرورت شدت و سرعت در بنیانگذاری حکومت های جدید.
عباس عبدی:
رسیدن به ساختار یکدست برای فرار از تنوع و تناقض، اول بدبختی است زیرا آغاز جنگ درونی خواهد بود. نمونه آن دولت اصولگرای سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ است، که از دل آن یکدستی محض که همه اصولگرایان را چنان خوشحال کرد که سر به آسمان ساییدند، گروهی بیرون آمد که اکنون، چون استخوانی تیز درگلوی آنان گیر کرده است.
بررسی ریشههای کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ با نیمنگاهی به شرایط امروز
ارتش ایران از دوران مشروطیت تا پیروزی انقلاب، جز آلت بیاراده و اطاعتپیشه شخص پادشاه چیز دیگری نبود. نولیبرالهای ما شاید ندانند، اما توقعشان از مداخله نظامیان در سیاست ایران، همان توقعی است که ناتو و هنری کیسینجر وزیر خارجه وقت آمریکا از انتخاب ژنرال اینش به ریاستجمهوری پرتغال در سال ۱۹۷۶ داشتند و او نیز دستاورد انقلاب گل میخک پرتغال را که با صراحت در قانون اساسی جدید پرتغال، استقرار سوسیالیسم تعریف شده بود، به استقرار لیبرالیسم تبدیل کرد.
موسوی لاری فعال سیاسی اصلاح طلب گفت: من معتقد هستم حکومت به معنای عام باید بپذیرد که مردم پشتوانه اصلی انقلاب هستند؛ مردم قیم نمیخواهند.
محسن رضایی با بیان اینکه ملت بزرگ ایران میخواهند گامهای بزرگی بردارند و در عرصه بین المللی تاثیر گذار باشند، گفت: دشمنان ایران میدانند که ایران برای ۵۰۰ میلیون نفر در ۲۵ کشور دنیا حکومت میکند که این کشورها سالانه ۸۰۰ میلیارد دلار تجارت دارند.
عباس عبدی نوشت: شکاف گسترده میان نسلهای جدید با ارزشهای رسمی در حال عمیقتر شدن است و هیچ راهی برای حل آن مگر به رسمیت شناختن این نسل وجود ندارد. آثار چنین شکافی را حتی میان روحانیون نزدیک به حکومت میتوان دید که چگونه تحت تاثیر فرزندان و نوههای خود در حال فاصلهگیری از ارزشهای رسمی هستند.
عباس عبدی
عباس عبدی نوشت: رفتار حکومت به عنوان بخش رسمی جامعه واقعی، نشان میدهد که به کلی از این جامعه مجازی بیخبر است. فقط کافی است که یک لایو اینستاگرامی را ببیند تا عدهای تحریک شوند و فریاد وااخلاقا سر دهند و خواهان فیلتر اینستاگرام شوند. کاری جز فیلترینگ بلد نیستند و هیچ درسآموزی از گذشته ندارند. منجمد منجمد هستند در حد المپیک!
محمد ستاریفر، معاون اسبق سازمان برنامهوبودجه گفت: وقتی ما درگیر این سطح از معیشت باشیم، نمیتوانیم راجع به توسعه حرف بزنیم چراکه توسعه لشکر قوی و آدمهای امیدوار میخواهد. با وجود اینکه مهمترین مشکل معیشتی امروز مردم در حوزه اقتصادی است، اما گرفتاریهای بازار اقتصاد و معاش مردم را در نارساییها، واگراییها و فسادِ بازار سیاست میدانم. بازار سیاست باعث شده مردم تا این حد به مشقت و گرفتاری بیفتند. پس راهحل مسئله اقتصادی مردم که مهمترین درد کشور است، در درجه اول در حوزه سیاست خواهد بود.
محمد طبیبیان، اقتصاددان ایرانی گفت: حرکت بشر به سمت بلوغ ادامه مییابد، یعنی بلوغ اجتماعی یعنی آزادگی همه. برخی جوامع این راه را سادهتر طی میکنند، اینها جوامعی بودهاند که قشر فرهیخته آگاه و دارای ذهنی منظم و برخوردار از دانش اجتماعی بودهاند و مردم نیز بهتر به روندها توجه کردهاند. برخی با زحمت بیشتری در این راه پیش رفتهاند، آنهم برحسب درجه سردرگمی، شعارزدگی، تسلیم در برابر نیروهای مسلط، سرسپردگی و مزدوری قشر تحصیلکرده و روشنفکر. برخی جوامع هم کاملا ناموفق بوده و خواهند بود.
بیش از 15 هزار شهروند تایلند با برگزاری تظاهرات و تجمعی گسترده خواستار استعفای نخست وزیر این کشور شده و اصلاح نظام حکومت ی را خواستار شدند.
در شرایط کنونی تقریباً همۀ طیفهای حاکم متوجه معضلات پیش روی جامعه شدهاند و هر کدام نیز با زبان تندتری نسبت به دیگری آنها را مطرح میکنند. مشکل، اما این است که آنها در تعلیل - علت یابی - معضلات از خود بی مسئولیتی نشان میدهند و هر کدام میخواهند مشکلات را به پای رقیب خود بنویسند.
محمدرضا تاجیک؛ جامعهشناس در گفتگو با فرارو تشریح کرد
باید نگاهمان را از تغییرات « حکومت محور» به سمت تغییرات «جامعهمحور» معطوف کنیم. بدین معنا که نخست تلاش کنیم جامعهای متفاوت، مردمی متفاوت، فرهنگی متفاوت، روابط انسانی و اجتماعی متفاوت، اخلاقیات متفاوت داشته باشیم، تا بهتبع آن سیاست و سیاستپیشگان ما نیز لاجرم متفاوت شوند. آن جملهی زیبای سیدجمالالدین اسدآبادی را بهخاطر بیاورید که آخر عمر گفت: اگر این عمری را که گذاشتم از بالا ( حکومت ) تغییری ایجاد کنم، صرف تغییر از پایین (جامعهی مردمان) کرده بودم، بسیار موفقتر میبودم.
پرسش این است که حکومت در ایران کجاست؟ ایا برای یک تشییع چند صد و حتی دو یا سه هزار نفری منعی نیست که تبلیغ هم میشود ولی برای انتشار یک ویدیوی بیارزش و سطحی درباره شعار سال فوری اقدام به مقابله میشود؟