هنوز یک ماه از آغاز سال نو نگذشته بود.اما برای کوکب که فرزندی نداشت، روزها وشبهای مختلف سال همیشه یکنواخت بودند.چراکه او مثل همیشه با بیمحلی و کم توجهیهای شوهرش روبهرو بود و اغلب مواقع هم سفره دلش را پیش زن صاحبخانه باز میکرد. زن سالمند هم برای دلداری دادن به او میگفت: «شاید اگر بچهای به فرزندخواندگی بیاورد، زندگیاش زیر و رو شود.» و...نخستین ماه بهار رو به پایان بود اما هنوز سوز سردی میآمد. تقویم دیواری خانه 20 فروردین 63 را نشان میداد. کوکب چند روزی بود که از شوهرش خبر نداشت و مانند هر شب تنها در خانه، غرق در افکار و آرزوهایش بود که صدای گریه نوزاد ی رشته افکارش را پاره کرد.
به گزارش گروه فضای مجازیخبرگزاری میزان به نقل از خبرگزاری صدا و سیما، مدیر مرکز مدیریت حوادث و فوریتهای پزشکی خراسان جنوبی گفت : این مادرباردار، صبح امروز به دلیل شروع دردهای زایمانی با خودروی شخصی از روستای شوشود بیرجند، در حال انتقال به بیمارستان بود که خودرو در کمربندی بیرجند دچار نقص فنی شد.
صدای گریه در اتاق زایمان میپیچد، استرس در صورت پرستار فریاد میزند و این پا و آن پا میکند تا از دید مادر دور شود، بچه را به او نشان نمیدهند و به اتاق نوزاد ان منتقل میکنند، زمزمهها اما حکایت از نقص عضو یا مشکلی عجیب در نوزاد دارد.
فیلمی از لحظه هولناک سقوط نوزاد از پله برقی در چین را مشاهده می کنید.