افزايش بهاي نفت تاثيرات بسيار زيادي بر اقتصاد جهان داشته است، در حالي كه كشورهاي صادركننده نفت به ويژه كشورهاي عرب حاشيه خليج فارس شاهد افزايش بسيار زياد درآمدهاي ارزي خود و در نتيجه بهبود بسيار زياد رفاه عمومي بودهاند.
هفته نامه آبزرور در گزارشي تحت عنوان "دلارهاي نفتي کشورهاي حاشيه خليج فارس ستارههاي ورزش جهان را بدعادت ميکند و آفريقاييها را به تغيير مليت وا ميدارد" به بررسي چگونگي هزينه كردن دلارهاي نفتي در كشورهاي عربي پرداخت و در بخشي از آن نوشت: کشورهاي عربستان سعودي، قطر، عمان، کويت و امارات متحده عربي كه از افزايش قيمت نفت سود عمدهاي بردهاند، اکنون بايد درآمد خود را صرف چيزهاي ديگري به غير از هتل و ويلاهاي مجلل در خارج از کشور بکنند.
نويسندگان اين گزارش خبر دادهاند که قرار است يک جت شخصي گروهي از خبرنگاران انگليسي ورزش گلف را از لندن به دوبي ببرد تا در مراسم اعلام آغاز يک دور مسابقه گلف تازه در دوبي شرکت کنند.
اين مسابقه، به عنوان جزئي از مسابقات تورهاي اروپايي خواهد بود و انتظار ميرود جايزه آن به 20 ميليون دلار برسد. چنين اقداماتي بدون حمايت بزرگترين ستارههاي عالم گلف، از جمله تايگر وودز نبوده است، که البته تنها شرکت کردن در رقابتهاي دوبي، براي او دو ميليون دلار درآمد داشته است و 20 ميليون دلار ديگر نيز دريافت کرده است تا اولين زمين گلف خود را نه در آمريکا که در دوبي طراحي کند.
شيخ محمد بن رشيد المکتوم ـ امير دوبي ـ به عنوان فردي معرفي شده که از ورزش به عنوان ابزاري براي جذب کردن جهانيان به سمت برنامه توسعه اين منطقه استفاده ميکند.
با اين حال اين هفته نامه نظر منتقدان به او را نيز ذکر ميکند که معتقدند در شرايطي که آينده توليد نفت در اين منطقه مشخص نيست، صرف هزينههاي هنگفت بر روي ورزش بجاي رفاه مردم اين کشور عاقلانه نيست.
آبزرور از ديگر ورزشها به سرمايهگذاري عمده شيخ محمد در سوارکاري اشاره ميکند. به عنوان نمونه از جام جهاني دوبي ياد ميکند که از سال 1996 آغاز شد و جايزه آن از پنج ميليون دلار به 22 ميليون دلار در سال جاري افزايش يافته است.
آبزرور با اعلام اينكه تنها يک ميليارد و 300 ميليون دلار خرج بناي استاديوم سوارکاري "ميدان" در دوبي شد، به هزينههاي هنگفت صرف شده توسط باشگاه سوارکاري بينالمللي "گودولفين" هم اشاره کرده است که تنها در سال جاري 100 ميليون دلار صرف خريد اسبهاي برتر مسابقات جهاني کرده است.
برپايي مسابقات اتومبيلراني A1 (تحت حمايت يکي از اميران دوبي) که با عنوان جام جهاني اتومبيلراني شهرت يافته است، و برپا شدن اولين مسابقه فرمول يک در ابوظبي در سال 2009 که از مهمترين برنامههاي سرمايهگذاري در ورزشهاي موتوري هستند، در کنار تلاشهاي قطر براي برگزاري مسابقات جام سوني اريکسون، مسابقه پايان فصل تنيس بازان برتر زن جهان، در سالهاي 2008 تا 2010، مسابقات دو و ميداني داخل سالن قهرماني جهان، در سال 2010 و فوتبال جام ملتهاي آسيا در سال 2011، از سرمايهگذاريهاي عمده کشورهاي عرب حاشيه خليج فارس در صحنه جهاني ورزش به شمار ميروند.
اين هفته نامه انگليسي از ليگ فوتبال قطر به عنوان نماد جاه طلبي اميران حاشيه خليج فارس ياد ميکند که نامهاي بزرگ فوتبال جهان را با واگذاري امتيازات باورنکردني مالي به شرکت در اين ليگ فريفتند.
گابريل باتيستوتا ـ ستاره آرژانتيني فوتبال ـ در سال 2004 با قرار دادي معادل شش ميليون و 900 هزار دلار به مدت دو سال به تيم العربي پيوست.
سپس روماريو ـ مهاجم سرشناس برزيلي ـ مارسل دسايي ـ مدافع پيشين چلسي ـ، فرانک لبوف، و استفان افنبرگ آلماني راهي تيمهاي اين ليگ شدند.
با اين حال آبزرور از انتقاد شديد سپ بلاتر ـ رييس فيفا ـ از فعاليت موسسهاي بنام آکادمي اسپاير خبر مي دهد که شش هزار کارمند آن با ارزيابي بيش از نيم ميليون پسر نوجوان، بهترين بازيکنان جوان فوتبال را از هفت کشور آفريقايي کامرون، نيجريه، سنگال، غنا، آفريقاي جنوبي، کنيا و الجزاير تحت برنامهاي بورسيه مانند، به دوحه منتقل ميکنند و امکان تحصيل و تعليم فوتبال را در اختيار آنها قرار ميدهند.
بلاتر در پاسخ به نامهاي از سوي پنج عضو پارلمان اروپايي، درباره اهداف واقعي پروژه اسپاير ابراز نگراني کرده است و نوشته: برپايي شبکههاي استخدام در اين هفت کشور اهداف واقعي موسسه اسپاير را بر ملا ميکند. اين موسسه يک مصداق کامل استثمار است.
متقاعد کردن ورزشکاران کنيايي براي پذيرش مليت قطري، براي قطر در دو و ميداني پر سود بوده است.
اين روند با استفن کهرونو دونده دوهاي نيمه استقامت آغاز شد که در سال 2003، به ازاي ماهانه 100 دلار تا آخر عمر، مليت کنيايي خود را با گذرنامه قطري عوض کرد و نام خود را به سيف سعيد شاهين تغيير داد.
مقامهاي دو و ميداني کنيا ميگويند كه قطر به آنها قول داده بود در برابر تغيير مليت دوندهها، يک استاديوم در شهر الدورت بسازد اما آنها شکايت ميکنند که اين موضوع هيچگاه محقق نشد.
تمايل و وابستگي قطر به دستيابي به موفقيت با پول، اولين بار در سال 1999 آشکار شد که هفت وزنه بردار بلغاري تحت مليت قطر در آمدند.