کد خبر: ۳۰۵۱۸

آیا تخریب ها به بیت امام می رسد؟

تاریخ انتشار: ۱۲:۳۳ - ۰۴ شهريور ۱۳۸۸


خط تخريب چهره هاي سابقه دار و ديرآشناي نظام و تلاش براي حذف ياران امام از عرصه سياسي کشور در حال پيشروي است. سيدحسن خميني يکي از کساني است که در چند سال گذشته هرازچندگاهي به دليل موضع گيري ها و اظهاراتش مورد اتهام زني و شماتت برخي جريانات و رسانه هاي حامي شان قرار گرفته است.
 
شواهد نشان مي دهد گردونه هجمه يي که در مناظره هاي تلويزيوني کانديداها کليد خورد و در گردش پرشتاب خود تا پيش پاي يادگار امام حرکت کرد، اگرچه هنوز در تقلاي دور کردن بزرگان نسل اول انقلاب از عرصه قدرت سياسي است اما اين احتمال وجود دارد که در ادامه راه خود باز هم به سوي اشخاصي همچون سيدحسن خميني و ديگر نسل دومي هاي انقلاب حرکت کند. 

در هفته هاي گذشته و در هنگامه يي که شخصيت هاي برجسته انقلابي همچون هاشمي، کروبي و موسوي مورد حمله برخي جريانات اصولگرا قرار گرفته بودند، انتشار خبري غيرمستند در يک سايت حامي دولت نشان داد حسن خميني نيز از جمله کساني است که در مظان شايعه پردازي و خبرسازي قرار دارد.
 
اين رسانه حامي دولت از جلسه مشترکي ميان سران جبهه اصلاحات و نواده امام خبر داد و با نام بردن از موسوي خوئيني، محمد خاتمي و يک آيت الله که از ذکر نامش اجتناب شده بود، چنين القا کرد که اين افراد از سيدحسن خواسته اند با تکميل تحصيلات، دريافت درجه اجتهاد و تجديدنظر در مورد سطح زندگي شخصي اش و نيز با تقويت ارتباطات رسانه يي و رفت و آمدهايش با علماي قم زمينه حضور خود را در دور آينده انتخابات مجلس خبرگان رهبري فراهم آورد.
 
اينکه حسن خميني در چند سال گذشته با تاسي به مشرب باز فکري و سياسي امام (ره) با گروه هاي مختلف به نحوي کاملاً آشکار و علني تعاملاتي داشته است، قابل انکار نبوده و نيست اما مرور آنچه در رفتار سياسي وي ديده شده، نشان مي دهد نواده امام همواره سعي داشته است مبتني بر آنچه امام راحل به فرزندانش توصيه مي کرد از ورود به مسائل اجرايي کشور و آلوده شدن به سياسي بازي آنچنان که ماهيت اين مفهوم است، امتناع کند.
 
اما طبيعي است قرابت با امام و تجربه نزديک راه و رسم سياسي و آرمان هاي او سبب مي شود هيچ يک از اعضاي بيت امام نتوانند نسبت به رسالت تاريخي و انقلابي شان در مورد حفاظت از ميراث معنوي و سياسي بنيانگذار انقلاب و اهداف انقلابي که او به سرانجام رسانده، بي تفاوت باشند.
 
اين در حالي است که تاکيد خبر منتشرشده در اين سايت حامي دولت مبني بر آنکه سران اصلاحات به سيدحسن توصيه کرده اند تحصيلات خود را تکميل کند تا درجه اجتهادش را به عنوان شرط ورود به خبرگان به دست آورد در شرايطي که همگان مي دانند حسن خميني چند سالي است رتبه اجتهادش را دريافت کرده است و بيش از آنکه مشغول به تحصيل باشد به کار تدريس دل سپرده است، نشان دهنده اين واقعيت است که منتشرکنندگان چنين شايعاتي از انکار هيچ حقيقتي ابا ندارند. 

همچنين برخي تحليلگران وقايع سياسي ايران معتقدند در شرايطي که نيروهاي سياسي اصلاح طلب به شديدترين وجه ممکن در تيررس تخريب و تهديد يک جريان مبهم به اصطلاح اصولگرا قرار گرفته اند اين نوع خبرسازي ها نشان مي دهد اين جريان سعي دارد با پيوند دادن بيشتر فرزند يادگار امام با اصلاح طلبان که لزوماً نمي تواند وجه منفي داشته باشد و با القاي اين فکر که وي مهره يي سياسي در دست سران اصلاحات است، شرايط را براي مانع تراشي در مسير تاثيرگذاري فراجناحي او فراهم آورند. حال بايد پرسيد چه عناصري در رفتار و شخصيت نواده امام (ره) وجود داشته است که وي را در مظان تخريب و تهمت برخي جريانات قرار داده است؟

پاسدار انديشه و انديشيدن
به شهادت آنچه از گفتار و رفتار سيدحسن خميني در ذهن کساني که با وي مراوده يي داشته اند باقي مانده، نواده امام شخصي است بسيار هوشمند، عالم و دقيق که در کسب دانش از هر نوع که باشد حريص و توانمند است. او که پس از فوت پدر بزرگوارش توليت مرقد امام خميني(ره) را برعهده گرفت با تمرکز بر تکميل تحصيلات حوزوي توانست درجه اجتهاد را به دست آورد.
 
با اين حال حضور سيدحسن در خبرها و اظهارنظرهاي سياسي بسيار محدود بود و بيشتر مربوط مي شد به سخنراني هاي هرازچندگاه که به ويژه در مراسم سالگرد ارتحال امام به واسطه جايگاهش انجام مي داد. اما اين حضور نامحسوس در چند سال گذشته با قدرت گرفتن و گسترش يک جريان فکري- سياسي خاص شکلي متفاوت به خود گرفت؛ فراخ شدن عرصه براي قدرت گرفتن تفکري که در سال هاي دور هم با مسلک و فقه سياسي امام ستيزه داشت و اينک فرصت يافته بود با تاکيد بر الهي بودن حکومت و نمايشي بودن راي مردم به زير سوال بردن رکن جمهوريت نظام بپردازد. در حالي که هيچ کس جمله جمهوري اسلامي نه يک کلمه کمتر و نه يک کلمه بيشتر امام را فراموش نکرده بود؛ همچنين برخي زوايايي که ميان اتفاقات سياسي- اجتماعي جامعه با انديشه بنيانگذار انقلاب پديد آمده، به نحوي ناگزير سبب شد سيدحسن خميني لب به سخن بگشايد. 

چند برنامه تلويزيوني به مناسبت سي امين سالگرد انقلاب 57 و نيز مصاحبه يي مفصل با يکي از نشريات، فرصت مناسبي را در اختيار وي قرار داد تا از نگراني هايش در مورد روند مناسبات حاکم بر فضاي سياسي کشور و آسيب شناسي انقلاب بگويد و در آستانه دهه چهارم انقلاب نقبي در انديشه هاي امام (ره) بزند. موضع سيدحسن در اين بازخواني انديشه يي نشان داد وي همچنان که پاسدار انديشه امام خميني (ره) است از حق انديشيدن و آزادي فکر و بيان نيز حمايت مي کند زيرا اگرچه از يک سو در مورد دور شدن از معيارهاي درستي رفتار حکومت از منظر امام هشدار مي داد از سوي ديگر اجتهاد در مکتب او را مطرح مي کرد. فرزند سيداحمد خميني در مصاحبه يي که درست چند روز پس از اظهارات سردار جعفري فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي مبني بر ضرورت حمايت نيروهاي بسيج از جريان اصولگرايي منتشر شد ضمن ابراز نگراني از حاکم شدن نفسانيت و قدرت گرايي به جاي آنچه تحت عنوان «انگيزه الهي» در گفتمان امام وجود داشت، تاکيد کرد؛ «کساني که مدعي هستند به امام (ره) وفادارند بايد نسبت به دستور صريح ايشان با تمام وجود حساسيت نشان دهند. اگر اين گونه نباشد يا دروغ مي گويند يا دچار تناقض هستند...
 
عدم حضور نظاميان در ميدان سياست يک معيار براي بقاي جريان و انديشه سياسي امام (ره) است.»دغدغه هاي نواده امام خميني اما تاکنون همچنان برجاي مانده است و در بسياري از موارد اظهارات و کنش هاي سياسي نظاميان نگراني هاي زيادي را در دور شدن از آرمان ها و سيره بنيانگذار انقلاب پديد آورده است. حسن خميني همچنين در ادامه موضع گيري هايش نشان داد پاسدار انديشيدن نيز هست. او در فرصت هاي متعددي اذعان داشت لازم است به انديشه امام به عنوان يک مکتب قابل اجتهاد نگاه شود.
 
برگزيدن مفهوم اجتهاد نشان مي داد او با قرائت انحصارطلبانه از افکار و آراي امام مخالف است و نقد علمي و اخلاقي بر انديشه هاي وي را مجاز مي شمارد. هرچند طبيعتاً موضع وي در اين مورد با بازخوردي شديد از سوي جريان هاي محافظه کار و سنتي و مفسران انحصارطلب مواجه شد و سرمقاله نويس يکي از روزنامه هاي معروف اين جريان نوشت؛ «اين سخنان زمينه سوءاستفاده احتمالي برخي افراد و جريان هاي سياسي براي تحريف کلام و نظر حضرت امام را فراهم مي آورد.» اما سيدحسن خميني هرگز از ايده اش در مورد لزوم اجتهاد و تفقه در مکتب امام در عين لزوم توجه و تقيد به اصول پا پس نکشيد.

حامي اما بي طرف
با اين حال هرگز در هيچ يک از اخبار انتخاباتي اظهارنظر مستقيمي از شخص سيدحسن مبني بر تاييد يا رد کانديداهاي رياست جمهوري منتشر نشد. ظاهراً از رفتار وي در ايام پيش از انتخابات مي شد اين طور برداشت کرد که او سعي داشت جايگاه خود را به عنوان وارث امام خميني و نماينده حضور معنوي ايشان با عملکرد بي طرفانه و از موضع يک ناظر حفظ کند و آنچنان که در سخنراني روز 14 خرداد اعلام کرد بر اهميت رعايت اخلاق انتخاباتي صحه بگذارد.با اين حال پيرو رعايت همين اخلاق انتخاباتي تاکيدشده در سخنان سيدحسن خميني بود که به رغم دعوت وي از چهار کانديداي رياست جمهوري براي سخنراني در مرقد امام و به مناسبت سالروز ارتحال ايشان عدم تمايل احمدي نژاد جهت حضور در مراسم سالگرد سبب شد توليت آستان امام دعوت خود را از ساير کانديداها نيز بازپس گيرد و اجازه ندهد شائبه اجحاف در حق کانديداها و نيز سوءاستفاده از يک موقعيت استثنايي براي جانبداري از يک يا چند کانديدا از سوي بيت امام در ذهن جامعه شکل بگيرد. جالب اينجا است که فرزند يادگار امام يک هفته پيش از انتخابات و در سخنراني خود به مناسبت سالروز ارتحال بنيانگذار انقلاب آرزو کرد با پررنگ شدن سبد آراي رئيس جمهور هر کس که باشد جامعه به وحدت در عين کثرت دست يابد و با کنار گذاشته شدن اختلافات در فرداي انتخابات دشمنان کينه توز را مايوس ببيند.

نايب غايب
سيدحسن خميني سياست را خوب مي فهمد، همچنين موضع گيري هايش نشان داده است بهتر از هر کسي موقعيت زماني، تاريخي و جايگاه ويژه خود و خانواده اش را درک مي کند. بنابراين اينکه چنين شخصي در مراسم تنفيذ و تحليف رياست جمهوري شرکت نمي کند کنشي است که نمي تواند خالي از بار معنايي باشد زيرا مرور تشريفات تنفيذ و تحليف در گذشته نشان مي دهد تا زماني که حضرت امام در قيد حيات بوده اند رسم مالوف چنين بوده است که همواره آيت الله توسلي رئيس دفتر امام و نيز سيداحمد خميني فرزند ايشان به ويژه در مراسم تحليف از سوي امام و براي اثبات حضور معنوي رهبر بزرگ ترين انقلاب قرن حاضر مي شدند. 

پس از فوت يادگار امام فرزندش سيدحسن اين حضور معنوي را در کنار مرحوم آيت الله توسلي يار وفادار امام استمرار مي بخشيد اما اينک عدم حضور وي در مراسم تنفيذ و تحليف احمدي نژاد مي توانست به معناي اعتراض بيت امام به شرايط پيش آمده پس از انتخابات باشد زيرا حوادث و پيامدهاي پس از دهمين انتخابات رياست جمهوري و به ويژه برخوردهاي انجام شده با معترضان و دستگيري گسترده فعالان سياسي با روايتي که همواره سيدحسن از آرمان ها و مشي سياست حضرت امام در ذهن داشت، متفاوت مي نمود. او بارها در گفته هايش موقعيت سنجي امام در حمايت از شکل گيري مجمع روحانيون و جمله قاطعانه ايشان در پاسخ مخالفان که «پشت سر مصلحت سنگر گرفتن، فسادآور است» را مي ستود. حسن خميني بارها و بارها بر لزوم کثرت و وجود جريان هاي مختلف و منتقد يکديگر در درون نظام تاکيد کرده و هشدار داده است مبادا شعار حفظ وحدت وسيله يي شود براي اينکه کسي حق انتقاد و ذکر اشتباه را نداشته باشد. 

بنابراين با توجه به عقايد فرزند يادگار امام عجيب نيست اگر از عدم حضور او در مراسم تنفيذ در شرايطي که به رغم شايعات مبني بر سفر وي به پاريس يا هر جاي ديگري ثابت شد او از يک روز پيش از اين مراسم در تهران مستقر بوده است، اين برداشت را داشته باشيم که آن عدم حضور جز اعتراضي عميق به شکل گرفتن جريانات انحصارگرايانه و چيزي به غير از اعلام نگراني نسبت به از دست رفتن امکان چندصدايي بودن جامعه نيست. حال با توجه به آنچه در پيش گفته شد مي توان درک کرد چرا بسياري از تحليلگران در معرض تخريب و تهمت قرار گرفتن سيدحسن خميني را در امتداد راه گردونه شوم به راه افتاده نامحتمل نمي دانند و او را يکي از کساني مي شناسند که برخي ترجيح مي دهند به هر نحو ممکن از معادلات سياسي حاکم بر کشور حذف شود.

برچسب ها: خمینی موسوی
bato-adv
پرطرفدارترین عناوین