کد خبر: ۲۳۲۲۰۸
درد دلی با وزیر فرهیخته بهداشت

آقای دکتر شما قضاوت کنید!

یک مخاطب

تاریخ انتشار: ۱۲:۱۴ - ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۴
یادداشت زیر را یکی از مخاطبان برای فرارو ارسال کرده است


درد دلی با وزیر فرهیخته بهداشت

جناب آقای دکتر سیدحسن قاضی‌زاده هاشمی

با سلام و احترام، همچنانکه مستحضرید، آمار‌ها نشان می‌دهد، عفونت‌های بیمارستانی یکی از دلایل اصلی مرگ و همچنین افزایش دوران نقاهت است بر اساس تحقیقی که سازمان بهداشت جهانی انجام داده است، میانگین بستری بیماران بر اثر عفونت‌های بیمارستانی در کشور‌های دنیا ۶ تا ۸ درصد است، این آمار در کشور ما ۱۵ درصد است.

1) همه قبول دارند که ضعف سیستم ایمنی در نوزادان بویژه نوزادان نارس آن‌ها را مستعد ابتلا به عفونت‌های بیمارستانی می‌کند عفونت‌های که تنها با اقدام ساده شستن دست توسط پزشک و پرستار والبته همراهان نوزاد تا ۹۰ درصد قابل پیشگیری است.
 
2) «مرگ ٩ نوزاد در بیمارستان امام خمینی (ره) طی دو ماه.» خبری که در روزهای پایانی سال گذشته در هیاهوی استقبال از نوروز و تعطیلی ١۵ روزه رسانه‌های چاپی و بیرمقی خبرگزاری‌ها گم شد و بعد از تعطیلات نوروز هم در سایه پررنگ واکنش جامعه پزشکی به یک سریال تلویزیونی فراموش شد. یکی از کارمندان مجتمع بیمارستانی امام خمینی (ره) ضمن آنکه مایل به درج نام خود نبود، این خبر را این‌گونه تایید کرد که بنا بر اطلاعاتی که او به دست آورده «تعداد نوزادان فوت شده بیشتر از ٩ نفر بوده و حتی یکی از نوزادان پس از سال‌ها چشم انتظاری مادر و پدر و به روش لقاح مصنوعی متولد شده بوده، مسوولان بیمارستان هم تمایلی به رسانه‌ای شدن این موضوع نداشتند اما نتوانستند مانع از انتشار خبر فوت ٩ نوزاد شوند و عفونت آسینتوباک‌تر هم به بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان وارد شده و بخش ویژه نوزادان را هم بیش از ١٠ روز تعطیل کردند...»  
 
 سوال اصلی این است که در حالی که روند کند رشد جمعیت در سال‌های پیش رو می‌رود که جامعه ایران را به یکی از سالمند‌ترین کشورهای منطقه تبدیل کند، و سیاستگذاران کشورمان در تلاش هستند خانواد‌ها را به فرزند آوری بیشتر تشویق کنند، آیا مراقبت از جان مادران و نوزادان از اولویت‌های بهداشت ودرمان کشور نیست؟  
 
آیا شایسته نیست که دقت بیشتری انجام شود تا جان‌‌ همان ۹ نوزاد فوت شده در بیمارستان ولی عصر حفظ شود؟ نارس بودن توجیه مناسبی برای فوت این نوزادان نیست. چرا که جناب وزیر شما خود بهتر می‌دانید نوزادی در «ان. آی. سی. یو» بستری می‌شود که از سلامت عمومی یک نوزاد ترم برخوردار نیست و نیاز به مراقبت‌های ویژه‌ای دارد. اگر آن بخش بیمارستان در گیر عفونت بیمارستانی نبود پس چرا تعطیل شد؟!!! بیائیم توجیه نکنیم.  
 
متاسفانه چند روز پیش نیز خبر ضد ونقیض در خصوص مرگ عجیب، مادر جوان سردشتی، در شبکه‌های مجازی، همه را شوکه کرد. پیامی با این عنوان: «پزشکان پس از خارج کردن جنین سقط شده از شکم مادرش، در عمل جراحی دیگری جفت و معده زن ۲۸ ساله را از بدن او خارج کردند.» این نوشته کوتاه یک پیام وایبری ساده نبود و شهر سردشت حالا داغدار این مادر و فرزند است. 

 ممنون از پیگیری وتلاش شما در مرگ مشکوک این مادر، ولی آیا پاسخی که از طرف شما داده شد برای جامعه قانع کننده بود ویا اینکه مرهمی بر دل دردمند خانواده متوفی گذاشت. با فرض اینکه بپذیریم این موضوع به آن شکلی که منتقل شده نبوده است اما آیا مادر ی مرده و خانواده‌ای دغدار شده است یا نه؟ چرا اشتباهات خود را نمی‌پذیریم؟!!! 

جناب وزیر، خطا‌های پزشکی یکی از مهم‌ترین معضلات جامعه پزشکی در ایران است. 

چه بسیار پزشکان دلسوزی که در ایران کار می‌کنند، چه زیاد اطبایی که ویزیت از بیماران نیازمند خود نمی‌گیرند وچه فراوان جراحانی که تنها برای رضای خدا دست بر تیغ می‌برند. نمونه‌های فراوانی از پزشکان وکادر درمان داریم که به مناطق محروم می‌روند و در بد‌ترین شرایط به سلامت هموطنان خود می‌پردازند و نشانه واقعی از قسمی هستند که بهنگام فارغ التحصیلی خوردند اما جناب وزیر بپذیریم که برخی از همکاران شما اینطور نیستند. 

بپذیریم که ملت شریفی داریم که حتی در بد‌ترین شرایط روحی که عزیزشان، بیمار است به پزشک خود احترام می‌گذارند و تنها نیاز و درخواستشان سلامت بیمارشان است. اما این برخی پزشکان که البته درآمد‌های خوبی هم دارند چقدر وضعیت روحی بیمار و همراهان بیمار را در نظر می‌گیرند. 

این برخی پزشکان چقدر می‌توانند به بیمار خود گوش کنند، زمانی که مریض‌های متعدد همزمان وارد اتاقشان می‌شود؟ به همین خاطر است که برخی پزشکان محترم بدون شنیدن شرح حال و انجام معاینات دقیق، صرفاً برای راه انداختن مریض‌های منتظر در اتاق ویزیت یا در اتاق انتظار، هموطنان را دچار هزینه‌های اضافی می‌کنند.

به عنوان مثال منوط کردن هر بیماری به انجام آزمایش، نوار قلب، سی تی اسکن،‌ام آر‌ای و...‌های غیر ضروری، که در خیلی مواقع می‌تواند با دقت بیشتر پزشک معالج برای مریض هزینه‌ای ایجاد نکند.

این بخشی از شگردی است که مشتریان بیشتر را در صف طولانی نگه داشته و از پاسخ گویی مسوولانه به وی طفره برود. نوشتم «مشتری» چون درد اصلی مردم کشورم در مواجه با برخی پزشکان این است که آنان را نه به چشم یک بیمار بلکه به عنوان یک منبع درآمد تمام نشدنی نگاه می‌کنند. 

نکته دیگر این است که پزشکان ما به دلیل مواجهه روزانه با بیماریهای متعدد و مریضان بدحال، دچار نوعی سنگ دلی شده‌اند که گویی به هیچ وجه نسبت به تبعات روحی و روانی بیماری یک عزیز (پدر، ماد، برادر، خواهر، فرزند و...) در یک خانواده واقف نیستند.

انگار که مریضی و مرگ وضعیت طبیعیِ خانواده هاست و خانواده‌ها نیز باید همانند پزشکی که صبح تا به شب ده‌ها مرگ و میر را مشاهده می‌کنند و برای وی طبیعی شده است، برخورد کنند.

احتمال مرگ یک پدر برای دختری که با هزار امید او را به یک دکتر متخصص برده، خبر ویران کننده‌ای است. در حالی که پزشکان ما هم به همراه مریض و حتی به خود مریض با صراحت تمام و بدون در نظر داشتن ابعاد روان‌شناختی و اجتماعی ماجرا خبر مرگ زودرس را می‌دهند.

آقای دکتر! قضاوت با شما و مردم شریف ایران. 

 چند وقت پیش خود به عینه دیدم، مادری که از سرطان ریه رنج می‌برد و خانواده به دلیل تبعات روحی قضیه سرطان را از او پنهان نگه داشته بودند، چگونه توسط یک دکتر غیرمسوول به خود مریض نیز منتقل شد و مادر به دلیل شوک وحشتناکی که به وی وارد شد، چند روز بیشتر دوام نیاورد و رخت از این دنیای فانی بربست. 

خود به عینه دیده‌ام که برخی پزشکان به همراهان مریض می‌گویند: «عزیز تو ببر خانه تا بمیرد بعد زنگ بزن بیان گواهی فوت بدن!!!» 

برخی پزشکان فکر می‌کنند اگر مریض پیر بود طبیعی که بمیرد و برای همراهانش هم بایستی طبیعی باشد. 

 البته همه ما می‌پذیریم که صداقت با بیمار و همراهانش یکی از وظایف پزشک است ولی با این لحن، اگر عزیز خودشان هم بود اینگونه رفتار می‌کردند. 

برخی پزشکان با برخی آمبولانس‌ها برای بردن مریض معاملات مالی می‌کنند و دغدغه‌شان همه چی هست الا بیمار. 

 برخی پزشکان هزینه بیهوده می‌تراشند، برخی پزشکان بجای چشم راست چشم چپ عمل می‌کنند، برخی پزشکان دیر تشخیص می‌دهند تا یک در رفتگی ساده منجر به قطع عضو یا مرگ بیمار می‌شود. 

جناب وزیر! در همین نزدیکی در برخی از بیمارستان‌های پایتخت منظور از VIP یعنی اینکه دوست دارید رنگ اتاقتان آبی باشه یا سبز؟ یا اینکه دوست دارید چه ساعتی غذاتان را بخورید؟  

در همین نزدیکی در برخی از بیمارستان‌های پایتخت برخی پرسنل هستند که اگر اعتراضی به نحوه نادرست عملکردشان بشود به سبک کودکی لج می‌کنند و باز هم همراه بیمار از ترس اینکه مریضش دچار عارضه بیشتری نشود دم نمی‌زند و خواسته حقیقی خودش را با شرافت تمام فرو می‌خورد.
 
تمام این‌ها در مملکت ما ایران اتفاق می‌افتد در مملکتی که پزشکانش علاوه بر قسم پزشکی از پیشینه قوی اسلامی برخوردارند.
 
جناب وزیر با احترام فراوان به تمامی پزشکان عزیز مملکتمان بد نیست که کمی نقد پذیر باشیم. تا جایی که یک طنز که از ابزار فانتزی بودن خود بهره می‌گیرد باعث آزار وجدانمان نشود و به مثابه ضرب المثل «چوب را که بلند کنی گربه دزده فرار می‌کنه» نشویم.

امضاء محفوظ
برچسب ها: دردل وزیر بهداشت
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۲:۳۱ - ۱۳۹۴/۰۲/۱۴
این حرف درست است یکی از نزدیکان ما بعد از عمل سنگ کلیه بعلت آلودگی بیمارستان در اثر عفونت چند سال قبل فوت کرد.
انتشار یافته: ۱
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۲:۳۱ - ۱۳۹۴/۰۲/۱۴
این حرف درست است یکی از نزدیکان ما بعد از عمل سنگ کلیه بعلت آلودگی بیمارستان در اثر عفونت چند سال قبل فوت کرد.
bato-adv