مرد جوان وقتی متوجه ارتباط پنهانی همسرش با قاچاقچی موادمخدر شد، سناریوی قتل مرد قاچاقچی را طراحی و اجرا کرد.
چندی قبل در حوالی شهرستان اروميه زير پل جاده اصلي جسد مرد مجهول
الهويه اي كه به علت نامعلومي به قتل رسيده بود، پیدا شد.
بلافاصله تيم بررسي صحنه جرم متشكل از ماموران اداره مبارزه با جرائم
جنايی، بازپرس ويژه قتل دادسرا، پزشکی قانونی وكارشناس اداره تشخيص هويت
در محل حاضر و بررسیهای خود را آغاز کردند.
سوابق خانواده مقتول نشان میداد که در کار قاچاق مواد مخدر فعاليت
دارند و مقتول نيز دارای فساد اخلاقی بوده و از سوی مقامات قضايی
نيزتحت تعقيب بوده است با توجه به سوابق مقتول تحقیقات از خانواده وی
برای کشف علت و انگيزه قتل در دستور کار افسران تحقيق قرار گرفت.
مقتول دارای دو خط تلفن همراه بود که همراه خود نبرده بود و بررسی
پرينت تماس تلفنهاي همراه او نتيجه اي نداد. سپس در تحقيق از دوستان
مقتول همگی اعلام داشتند که او از طريق باجه تلفنهاي کارتی با افراد
ناشناس در ارتباط بوده است در نتيجه با بهره گيری از امکانات فنی شرکت
مخابرات و با مبنا قرار دادن تلفن خانة مقتول، سريال تمام کارتهاي تلفن
که در چند ماه اخير با خانه او ارتباط برقرار کرده بودند، استخراج
شد.
در بررسی شمارههاي تماس مشخص شد مقتول با دو شماره ثابت خانه در
اروميه به صورت مداوم در ارتباط بوده و مهمتر اينکه يکی از آن دو خانه
که آخرين تماس مقتول به وسيله کارت تلفن با آن بود به صورت مشکوکی تخليه
شده بود و با شناسايی يکی از دوستان مقتول و تحقيق از او مشخص شد که
مقتول در حال صحبت با باجه تلفن در حوالی يکی از خانههای ياد شده
مشاهده شده است.
بررسی پرينت هم نشانگر اين بود که آخرين تماس مقتول از همان باجه بوده
است. در نتيجه بدون هيچگونه اقدام ديگری ارتباط آن دو خانه با يکديگر
مورد بررسی قرار گرفت که مشخص شد مالکين دو خانه با يکديگر نسبت
فامیلی دارند و يکی متعلق به يکی از كاركنان نظامیبه نام حسن است که در
يکی از سازمانهاي نظامیاستان به صورت شيفتی خدمت میکند و خانه ديگر
متعلق به پدر اوست.
با ملاحظه پرينتهاي تلفن و احراز زمان حضور حسن در شهرستان محل خدمت
مشخص شد زمانی که او در محل خدمتی خود بوده ارتباط تلفنی با خانه او
زياد و در مواقع حضور او در خانه ارتباط تلفنی وجود نداشته است و
تماسهاي برقرار شده با تلفن خانه پدر حسن به دليل حضور همسر وی در آن
خانه بوده است و مهمتر از همه اينکه پس از وقوع قتل ديگر هيچ تماسی با
خانههاي مذکور صورت نگرفته است که با توجه به مراتب فوق فرضيه ارتباط
مقتول با همسر حسن به عنوان انگيزه قتل قوت يافت.
اين در حاليست که در روز وقوع قتل حسن در مرخصی به سر میبرد که با
هماهنگی قضايی حسن و همسرش ناهید احضار شدند. در نهايت با مشاهدة
دلايل و مدارک نامبردگان چارهاي جزبيان حقيقت نداشته و به قتل ادريس
با همدستی همديگر معترف شدند و حسن اظهار داشت: پس از مشکوک شدن به
رفتار همسرم و مطرح کردن موضوع در نهايت همسرم به داشتن ارتباط با
ادريس معترف شد.
من با هماهنگی قبلی در خانه مخفی شدم و ادريس با تصور
اينکه بنده در محل خدمتی خود هستم، در ابتدا با خانة من از طريق
باجه تلفن تماس گرفت و با آموزشی که من به همسرم داده بودم، او را به
خانه دعوت کرده و پس از حضور او در منزلم، بنده که در يک اتاق ديگر
پشت در مخفی شده بودم، بيرون آمده و با چاقويی که پيشتر تهيه کرده
بودم؛ ضربه اي به او زدم و خون او به فرش و ديوار پاشيد و بعد با
بريدن طناب از حياط منزلم که مختص پهن کردن رخت بود با همکاری همسرم او
را خفه کرديم و به وسيله خودروي پرايد متعلق به يکی از همکارانم به نام
اصغر که به صورت امانی از او گرفته بودم، جسد را به بيرون از شهر برده و
از روي پل به پايين انداختم؛ و ناهید نيز تمام اظهارات شوهرش را تأييد
كرد و به قتل ادريس با همکاری همديگر معترف شدند.
متهمان پس از تکميل تحقيقات طی قرارهايي بازداشتِ موقت صادر شد كه از سوي مرجع قضايی روانه زندان شدند.