کد خبر: ۱۶۳۲۲۶

چکش اعتدال تابوی مذاکره را می‌شکند!

تاریخ انتشار: ۱۰:۲۳ - ۰۱ مهر ۱۳۹۲
سید جمال هادیان طبائی زواره؛ این هفته رئیس‌جمهور کشورمان به نیویورک سفر می‌کند تا گفتمان اعتدالی خویش را در مقر سازمان ملل و در برابر رؤسای دیگر دولت‌ها به رخ جهانیان بکشد.

دکتر روحانی در پاسخ به سوال خبرنگار امریکایی دربارة احتمال دیدار او با باراک اوباما در نیویورک گفته است: «دیدار با اوباما در دستور کار سفر من نیست اما هرچیزی در دنیای سیاست امکان‌پذیر است البته بسته به شرایطی که به وجود می‌آید».

علاوه بر این، دکتر روحانی محتوای نامه اخير اوباما را مثبت ارزیابی کرده است. مقامات كاخ سفيد نيز با تغییر لحنی آشکار،‌ سخنان رئيس‌جمهور کشورمان را مثبت و قابل تأمل ارزیابی کرده‌اند. همه چیز بیانگر رویکرد متفاوت دو طرف در موضوع مذاکره و گشودن روزنه‌های ارتباط دیپلماتیک به عنوان پیشقراول ارتباطات فراگیراند.

گفتمان اعتدالي دولت جديد به‌ ويژه در عرصة سياست خارجي و بين‌المللي و انطباق اين گفتمان با خواست عمومی جامعه بیانگر آن است که دولت جدید با پشتوانه مردمی و حمایت حاکمیت برای شروع مذاکره با دولت امریکا انعطاف دارد.
 
بعید نیست سفر دکتر روحانی به نیویورک (حتی اگر ملاقات با مقامات ارشد ایالات متحده را نیز همراه نداشته باشد) دارای ویژگی‌هايی باشد كه تا كنون سابقه نداشته است. برای مثال به نظر می‌رسد در اجلاس امسال، سخنرانی نمایندگان هر دو کشور به گونه‌ای تعریف شود که نمایندگان کشور مقابل صحن سالن مجمع عمومی را ترک نکنند و این نخستین نشانه تعاملات سازنده‌ای خواهد بود که در ابتدای آن قرار گرفته‌ایم.

«مذاکره با امریکا» موضوع چالش‌برانگیزی که بیش از سه‌دهه دیپلماسی جمهوری اسلامی را به خود مشغول كرده است. سالهاست از مذاکره تابویی ساخته شده که برخی را حتي از اندیشیدن دربارة آن باز داشته است تا جایی که مذاکره را با معامله بر سر منافع و آرمان‌ها اشتباه می‌گیرند.

بخشی از جامعه معتقد است که دولت امریکا دشمن قسم‌خورده ماست، اموال و دارایی‌های ما را توقیف کرده و ملت ایران را در تنگنای تحریم‌ها قرار داده است. از دشمنان ما حمایت و با دوستان ما دشمنی کرده است. برای انزوای جمهوری اسلامی در صحنه بین‌المللی از هيچ تلاشي فروگذار نكرده است.

هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی را مورد تجاوز قرار داده و چند صدنفر از مردم بی‌گناه را به شهادت رسانده است. صدام حسین، القاعده، طالبان، جندالله و دیگر گروه‌های تروریست را بر علیه جمهوری اسلامی تحریک کرده و دستانش به خون تعداد زیادی از جوانان این مرزو بوم آغشته است.

خلاصه آنکه امریکا دشمنی و خصومت را با ایران به نهایت رسانده و مذاکره با دشمن قسم‌خورده خیانت به ملت است و هرگز معنا و مفهومی ندارد. این دیدگاه، تندی و شدت را در برابر امریکا می‌پسندد و مطلقاً حاضر به کوتاه آمدن از نظر خود نیست حتی به قیمت تحمیل هزینه‌های سنگین بر ملت و کشور.

گروه دیگری معتقدند که حل مشکلات سیاسی، اقتصادی و حتی فرهنگی و اجتماعی ایران در گرو مذاکره و ارتباط دوستانه با امریکاست. این گروه نیز دلایل خاص خود را دارند و معتقدند که دولت امریکا در تحولات اقتصادی و سیاسی جهان مؤثر است و هر دولتی در نقشة سیاسی اقتصادی آن جای گیرد از انزوا خارج می‌شود و به لحاظ اقتصادی و‌ سیاسی توسعه خواهد یافت. 

ديدگاهی كه حل همه مشكلات را در گرو مذاكره و رابطه با امريكا مي‌داند و تا حدودي ساده‌لوحانه به نظر مي‌رسد. 

هر چند هر دو دیدگاه‌ بر نظر خود پافشاری مي‌كنند اما دكترين سياسي و راهکاري برای برون‌رفت از این چالش ارائه نمی‌دهند.

می‌توان این دو دیدگاه را نمونه‌های از افراط و تفریط در ابراز عقیدة سیاسی و شكل‌گيري گروه‌هاي فشار غير‌رسمي در عرصه ديپلماسي دانست كه فرصت‌های تعامل و مذاكره مبتني بر عدالت و انصاف را از دسترس خارج یا فرصت‌های استعمار و استحاله را فراهم می‌کنند.

در این میان، گفتمان دیگری درباره مذاکره با امریکا وجود دارد که می‌توان آن را «گفتمان اعتدالی در ديپلماسي» دانست. این گفتمان که تا کنون کمتر به مبانی آن توجه شده است درصدد «تبديل ديپلماسي فرصت‌سوز به ديپلماسي فرصت‌ساز» است.

در اين گفتمان، مذاکره با هر قدرتی تا جایی که حاکمیت،‌ عزت و اقتدار کشور و ملت را خدشه‌دار نکند و حافظ آرمان‌های انقلاب اسلامی و منافع ملي باشد مانعی ندارد و با احکام شرع، قواعد عرف و منطق رایج در جامعة بين‌المللي نیز مطابقت دارد.

این گفتمان معتقد است که هر چند ملت ایران در طول 35 سال گذشته همواره در معرض دشمنی و خصومت ناجوانمردانه دولت امریکا بوده است اما مردم امریکا مردمی هستند فرهنگ‌مدار که در طول چند قرن گذشته پس از پشت سر گذاشتن مراحل تکامل دموکراسی و همزیستی قومی و نژادی، بستر شکل‌گیری بسیاری از تحولات جهانی در عرصه سياست و اقتصاد، گسترش مرزهاي دانش، صنعت و کشاورزی را فراهم آورده‌اند و نباید تفکرات زورمدارانه حزبی، گروه‌های فشار و لابی‌های صهیونیستی را پای مردم امریکا گذاشت.
 
تبادلات اجتماعی و فرهنگی ملت ايران و امريكا سابقه‌اي بيش از يك قرن دارد. در طول 35 سال گذشته علي‌رغم قطع كامل ارتباطات سياسي و اقتصادي بین دو کشور این تبادلات با حضور بسیاری از دانشجویان و اساتید و همچنین مهاجران فراوان ایرانی در امریکا از مجاری غیر رسمی و مردمی ادامه داشته و بیانگر آن است که رسمیت بخشیدن به این نوع ارتباطات و تسری دادن آن به دولت‌ها نیز کار دشواری نخواهد بود. 

اگر سيره نبی مکرم اسلام(ص) را در مدینه‌النبی در نظر آوریم خواهیم یافت که پیامبر(ص) به تعبیر قرآن اسوه حسنه بود و حتی دشمنان را نیز با اخلاق و رفتار خویش مبهوت و شیفته می‌کرد؛ همو که به عیادت مرد یهودی‌ای رفت که هر روز خاکستر بر سرش می‌ریخت؛ همو كه قاتل عمویش، حمزه سیدالشهدا، را در فتح مکه عفو فرمود.

تأسی به سیره و سنت نبی اکرم(ص) و البته فرهنگ و تمدن ایرانی بیانگر آن است که در عين دفاع از حقوق و منافع ملی و آرمانی همواره بايد نسبت به دوستان با مروت و انصاف و با دشمنان در جایی که آمادگی مصالحه و دست برداشتن از خصومت دارند مدارا کرد و البته فریب ترفندهای احتمالی آنها را نیز نخورد.

با این اوصاف اگر رئیس‌جمهور کشورمان براي حفاظت از حقوق، منافع و مصالح ملت و به نشانه بهبود روابط دو کشور با رئیس جمهور امریکا بر سر یک میز هم بنشینند به لحاظ سيره نبوي و عرف رايج بر جامعة ايراني مجاز است.

واژه‌ها و عبارت‌ها در عرصة بین‌المللی و صحنة سیاسی دارای معانی، تعابير و وزن‌های متفاوتی هستند. ممكن است صدور واژه يا عبارتي بدون توجه به معني و تعبير آن آبروي ملتي را خدشه‌دار كند؛ به‌ویژه آنكه رسانه‌ها در گسترش و اغراق گفته‌های اهل سیاست زيركانه رفتار می‌کنند. 

سیاستمدار زیرک و زبردست از اظهار‌نظرهای قاطع و قطعی خودداری می‌کند، سوء‌تعبیر را به حُسن‌تعبیر بدل می‌سازد و از به کار بردن ضرب المثل‌ها یا کنایه‌های بومی که برای جامعه بین‌المللی قابل فهم نیست و ممکن است نادرست ترجمه یا تعبیر شود پرهیز می‌کند. تا واژه‌ای در دهان و ذهن است افسار آن در اختیار است اما اگر بی محابا از دهان بیرون جَست دیگر دستاویز رسانه‌ها، سیاست‌بازان و دشمنان خواهد شد و تلاش‌های فرهنگی را بی‌اثر خواهد کرد؛ اتفاقي كه در طول 8 سال گذشته بارها تكرار شد و گاه جمهوری اسلامی را به چالش کشید و به جای دفاع از آرمان‌های به حق انقلاب اسلامی وقوع آنها را به تأخیر انداخت.

حفاظت از آرمان‌ها و دفاع از اصول و عقاید با «هل من مبارز طلبیدن» در صحنة بین‌المللی چندان مؤثر نخواهد بود. حوزه زودگذر و غیر قابل اعتماد سیاست محمل خوبي براي تحقق آرمان‌ها نيست. آرمان‌ها در حوزه فرهنگ توسعه و تعالی خواهند یافت؛ حوزه ای که تا کنون کمتر بدان توجه شده است.

اصرار بر تحقق آرمان‌ها از طريق مجاري سياسي به جاي مجاري فرهنگي نوعی دیپلماسی زمان‌سوز است. نوعي از ديپلماسي سطحي كه در آن کنش‌های دیپلماتیک صرفاً برای حفاظت از آرمان‌ها از مجاری سیاسی در تلاشند در حالی که آرمان‌های متعالی از مجرای فرهنگ بهتر و بیشتر گسترش می‌یابند. این نوع دیپلماسی هر چند نشان از پایبندی به اصول و ماندن بر سر آرمان‌ها دارد اما در بطن خود تحقق آرمان‌ها را مشمول زمان و به‌تدريج با تلاش‌هاي ضد فرهنگيِ طرف مقابل سست و دشمنان را خشنود می‌کند و کشور و ملت را از حضور و بروز در صحنه بین‌المللی و کار و تجارت جهانی باز می‌دارد. این نوع دیپلماسی از یک سو ابزار آرمانگرایانه ملت‌هاست و از سوی دیگر ترفند و پولتیک قدرت‌های زورمدار برای مشمول زمان شدن تحقق آرمان‌ها. 

به نظر می‌رسد گفتمان اعتدال باید از این نوع دیپلماسی به ویژه در موضوع مذاکره عدول کند و بر خلاف تصور رایج در عرف دیپلماسی، فرایند مذاکره را سرعت بخشد و ديپلماسي فرصت‌سوز را به ديپلماسي فرصت‌ساز تبديل كند؛ ظرفیتی که در دولت تدبير و اميد روحانی وجود دارد. انتظار می‌رود کاراکتر متفاوت دکتر روحانی و همچنین گفتمان متفاوت او و تیمش، طرف مقابل را نیز به اعتدال وادار کند ودست‌کم در ظاهر از میزان خصومت همیشگی بکاهد. 

به نظر مي‌رسد شرايط براي سیاست‌ورزیِ حرفه‌ايِ فرصت‌ساز كه مدافع حقوق و منافع ملت ايران باشد فراهم است. فرصت غنیمت است و سرعت در ارائه اين نوع ديپلماسي بسيار مهم است و نباید مشمول زمان شود بلکه باید فرآیند رایج را طبق عرف بین‌الملل به سرعت طی نماید و از سطوح کارشناسی به سطوح عالی برسد. 

نخستین ضربه‌های چکش اعتدال بر تابوی مذاکره فرود آمده است و شکستن این تابو در آینده‌ای نزدیک دور از دسترس نیست.
برچسب ها: اعتدال دیپلماسی
bato-adv