تحقيقات جنايي درباره قتل مرد مسافركش كه جسدش تابستان سال گذشته در كانال آبي در شهرستان پاكدشت پيدا شد با اقدامات بازپرس شعبه چهارم دادسراي امور جنايي تهران وارد مرحله نهايي خود شد.
بيش از 19 ماه از وقوع اين جنايت كه با انگيزههاي ناموسي صورت گرفته گذشته و حالا با اعتراف متهم به قتل و طي شدن مراحل نهايي پرونده به زودي در مرحله صدور كيفرخواست قرار ميگيرد.
هر چند متهم اين پرونده مدعي است كه مقتول با مادرش روابطي داشته و همين سبب شده تا او دست به قتل بزند. البته كارآگاهان در حال جمعآوري اطلاعات درباره رد يا تاييد فرضيههاي ديگر درباره علت اين قتل هستند.
جنايت چگونه برملا شد
گرماي تابستاني ظهر دهمين روز از تير ماه سال گذشته بود كه ماموران پاسگاه فيلستان پاكدشت از طريق تماس تلفني يكي از شهروندان در جريان وقوع يك قتل قرار گرفتند.
با حضور ماموران در محل مشخص شد جسد مردي حدودا 40 ساله كه درون يك رو فرشي قرمز رنگ قرار داشت در منطقه جيتو نزديك به تالار ارغوان و كنار كانال آب رها شده است.
با اعلام خبر وقوع اين قتل به بازپرس كشيك قتل، قاضي رودگر به همراه تيم تحقيقات جنايي نماينده سازمان پزشكي قانوني و اكيپ حفظ صحنه جرم در محل حاضر شدند. بررسيهاي اوليه حكايت از اين داشت كه جسد اين مرد در حالي درون اين روفرشي پيچيده شده بود كه لباسي بر تن نداشت و هيچ مدركي كه هويت او را مشخص كند همراهش نبود.
گزارش پزشكي قانوني درباره علت دقيق مرگ حاكي از آن بود كه اگرچه مقتول پيش از مرگش با قاتل يا قاتلان درگيري فيزيكي داشته اما فشار بر عناصر حياتي گردن و خفگي علت مرگ او بوده است.
بنا بر دستور بازپرس رودگر، پرونده جهت رسيدگي تخصصي در اختيار كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت. كار آگاهان در تحقيقات خود موفق شدند به سرنخي جهت شناسايي هويت مقتول دست پيدا كنند. سرنخي كه منجر به بر ملا شدن رازجنايتي شد كه در سينه پسر دوست خانوادگي مقتول ميتپيد.
مسافركشي مقتول كليد حل معما
در تحقيقات پليس براي شناسايي هويت مقتول مشخص شد وي مهدي نام داشته و حدودا 40 سال سن دارد و مجرد است.
در مرحله اول تحقيقات، كارآگاهان متوجه شدند كه مهدي با يك خودروي 405 مسافركشي ميكند كه اين خودرو جز خود او مالك ديگري به نام «خديجه» دارد. خديجه همسر يكي از دوستان مقتول بود كه چند وقت پيش از دنيا رفته بود.
در ادامه تحقيقات مشخص شد خديجه اين خودرو را به طور مشترك با مهدي خريداري كرده و قرار بود مهدي پولهايي را كه از اين راه كسب ميكند با خديجه شريك شود. مهدي مدتي براي خديجه كار كرد و مطابق با قراري كه با هم داشتند درآمدشان از آن خودرو را با هم تقسيم كردند با اين حال سرنوشت، ماجراي ديگري را براي اين دو رقم زده بود.
كارآگاهان در ادامه تحقيقات ظنشان به پسر خديجه بيشتر شد و در نهايت او را براي بازجويي به اداره دهم پليس آگاهي منتقل كردند. متهم 25 ساله اين پرونده در ابتدا منكر قتل مهدي شد اما بعد از آن لب به اعتراف باز كرد. او انگيزهاش از قتل مهدي را مسائل ناموسي عنوان كرد.
وي در جريان بازجوييها گفت: مدتي بود كه مهدي با ماشين 405 مادرم براي ما كار ميكرد، همهچيز عادي بود تا روزي كه من به همراه مهدي براي انجام كاري به جايي رفتيم. سوار ماشين كه شديم مهدي پشت فرمان بود و كمي با هم صحبت كرديم. بعد از آن مهدي كنار زد و رفت تا آبميوهيي بخرد و با هم بخوريم. من هم كه داخل ماشين نشسته بودم داشتم با وسايل داخل خودرو ور ميرفتم كه در داشبورد را باز كردم و ناگهان ديدم عكس مادرم درون داشبورد است. خونم به جوش آمده بود و نميدانستم با اين ننگ چه كنم. مهدي كه آمد عكس را سر جايش گذاشتم و به روي خودم نياوردم. اما نقشه كشيدم كه حالش را سر جايش بياورم و ادبش كنم.
متهم به قتل همچنين درباره چگونگي ماجرا افزود: چند روز بعد مهدي به خانه ما در تهرانسر آمد تا حساب و كتاب كنيم، مادرم خانه نبود و من هم از فرصت استفاده كردم. وقتي موضوع را به مهدي گفتم او منكر شد و با هم گلاويز شديم و من هم سرش را گرفتم و به ديوار كوبيدم، بعد از آنكه بيحال روي زمين افتاد گلويش را با دست آنقدر فشردم تا نفسش بند آمد و صورتش كبود شد. من نميخواستم او را بكشم و فقط ميخواستم او را ادب كنم و سر جايش بنشانم.
رضا درباره نحوه انتقال جسد به منطقه جيتو در پاكدشت نيز گفت: بعد از اينكه اين اتفاق افتاد تصميم گرفتم هر طور شده از شر آن جسد خلاص شوم، لباسها و مدارك مهدي را برداشتم و جسدش را درون روفرشي خانه پيچيدم. او را سوار ماشين كردم و به سمت كانال آب پاكدشت رفتم، بعد از آن هم جسد را همانجا رها كردم.
متهم چند روز بعد خودروي 405 را براي فروش در روزنامه آگهي كرد و بدون حضور مالك دوم كه همان مقتول بود خودرو را به يك زن فروخت. در ادامه كارآگاهان موفق شدند خودروي مربوطه را كشف كنند.
متهم پس از اعتراف به قتل براي بازسازي صحنه اين جنايت به محل آورده شد. در حال حاضر متهم اصلي اين پرونده با قرار بازداشت موقت در زندان به سر ميبرد.
منبع: روزنامه اعتماد