
در حالی که کمتر از دو هفته به انتخابات اسراییل باقی مانده است، و شروع پخش فیلمهای انتخاباتی احزاب از روز سهشنبه، جای خالی یک مسئله که تا همین چند ماه پیش در صدر صحبتهای سیاستمداران اسراییلی قرار داشت، به شدت احساس میشود: با ایران چه باید کرد؟
فرارو- در حالی که کمتر از دو هفته به انتخابات اسراییل باقی مانده است، و با شروع پخش فیلمهای انتخاباتی احزاب از روز سهشنبه، جای خالی یک مسئله که تا همین چند ماه پیش در صدر صحبتهای سیاستمداران اسراییلی قرار داشت، به شدت احساس میشود: با ایران چه باید کرد؟
به گزارش سرویس بینالملل فرارو به نقل از هاآرتص؛ چطور است که فعالیت هستهای ایران، که به قول مقامات اسراییل تهدیدی برای موجودیت این کشور محسوب میشود، و در برههای چنان اهمیت یافت که به اختلاف میان نتانیاهو و دولت اوباما دامن زد و همچنین نتانیاهو تحریمهای بینالمللی علیه آن را بزرگترین موفقیت دوران صدارت خود میدانست، این روزها این چنین مهجور شده و هیچکس از آن حرفی نمیزند؟
روز سه شنبه نتانیاهو در یک مصاحبه که از کانال دو اسراییل پخش شد، در پاسخ به پرسش خبرنگار در رابطه با ایران، تنها به گفتن این جمله که "من جدیترین جلسه در رابطه با برخورد با ایران را برگزار کردم." قناعت کرد و به سرعت از کنار این موضوع گذشت.
در همان روز در فیلم تبلیغاتی حزبش هم خبر چندانی از ایران نبود. در این فیلم با اشارهی بسیار کوتاه به ایران، تنها به تکرار حرفهای تکراری از قبیل اینکه تحریمها علیه ایران کار نتانیاهو بوده و جلوگیری از رسیدن ایران به سلاح هستهای ضرورت اسراییل است اکتفا شد. هیچ یک از احزاب دیگر نیز ( به جز کادیما که یادآوری کرد شائول موفاز، رهبرش، متولد ایران است) اشارهای به ایران نکردند و اگر اتفاق خاصی نیافتد، احتمالا همین رویه تا روز انتخابات سوم بهمنماه ادامه خواهد یافت.
پنج دلیل زیر احتمالا بیشترین نقش را در پیدایش این سکوت عجیب پیرامون ایران دارا هستند:
1. انتخاب مجدد اوباما: در چهار سال اخیر مناقشه میان واشنگتن و تلاویو کم نبوده است. نتانیاهو در آستانهی انتخابات، اصلا دوست ندارد تا خاطرات این کشمکشها را برای اوباما که مجددا انتخاب شده است، زنده کند. حملهی بالقوهی اسراییل علیه ایران را شاید بتوان بزرگترین منبع اختلاف میان آمریکا و اسراییل دانست، از این رو به نظر نتانیاهو نباید در این شرایط روی آن مانور داده شود.
2. ضربهپذیری نتانیاهو در موضوع ایران: تمامی مقامات امنیتی سابق اسراییل، به خاطر شیوهی رفتار نتانیاهو در قبال مسئلهی ایران، به او توپیدهاند. تازهترین این انتقادات از سوی دیسکین در مصاحبه با یدیعوت آحارونوت مطرح شد و وی در آنجا از اختلافات میان نتانیاهو با اعضای کابینهاش بر سر مسئلهی ایران پرده برداشت. بازگرداندن مسئلهی ایران به صحنه تنها جبههی دیگری برای منتقدان میگشاید.
3. فعلا خبری از حمله نیست: نتانیاهو پس از ماهها جاروجنجال به انواع و اقسام دلایل پذیرفت که اسراییل حداقل تا میانهی سال 2013 نمیتواند به ایران حمله کند. نتانیاهو این تعویق را به شکل غیرمستقیم پارسال در سخنرانیش در سازمان ملل اعلام کرد و این تصور را ایجاد کرد اسراییل از ابتدا در مورد مسئلهی حمله به ایران بلوف زده است. بلوف زدن معمولا دستمایهی خوبی برای تبلیغات انتخاباتی نیست.
4. موضوع غزه: عملیات ستون دفاع که در ماه نوامبر سال گذشته توسط اسراییل در غزه انجام شد، به اسراییلیها فهماند که سکوهای پرتاب موشک تهران خیلی نزدیکتر از آن چیزی که پیشتر فکر میکردند، در غزه هم وجود دارد.
5. احزاب علایق دیگری دارند: تنها لیکود نیست که در موضوع ایران سکوت اختیار کرده بلکه احزاب رقیب آن هم اکثرا تمایل چندانی به صحبت دربارهی این موضوع ندارند. حزب کارگر بر مسائل اقتصادی و رفاه متمرکز شده است. حزب حاتنوه بر موضوع صلح تکیه دارد و احزاب یشاتید و شاس سعی دارند تا به ترتیب خود را برای طبقهی متوسط و کارگر عزیز کنند. در این میان تنها کادیما بود که اوایل به ایران توجه داشت و در پوسترهای تبلیغاتیش آنرا مطرح میکرد. اما کادیما دیگر عملا حرفی برای گفتن ندارد. ایهود باراک در ابتدا سعی میکرد خود را به عنوان تنها فردی که توانایی گرفتن تصمیم درست در قبال ایران را دارد نشان دهد، اما حالا عملا از صحنه خارج خواهد شد.